دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی کاشان

3:36:42 PM 1396 / 09 / 21
 

 

دانشکده بهداشت

شورای امر به معروف و نهی از منکر

جلسات تفسیر قرآن

 

گزارشات برگزاری جلسات تفسیر قرآن سال 1393

 

 نهمین و دهمین  جلسه تفسیر قرآن با موضوع فلسفه احکام

نهمین و دهمین   جلسه تفسیر قرآن جهت اعضاء هیات علمی و کارکنان در روز پنج شنبه مورخ 14/12/93 ساعت 9.30 صبح در آمفی تئاتر علامه فیض کاشانی با موضوع فلسفه احکام و استاد گرانقدر حاج آقای شاه فضل تشکیل گردید .


گزیده ای از بیانات استاد :
در ابتدا  تلاوت قرآن توسط حاج آقای شاه فضل و خلاصه ای از جلسه قبل توسط استاد گرانقدر قرائت گردید و سپس به ادامه بحث در رابطه باموضوع فلسفه احکام  پرداختند که بشرح ذیل می باشد :


فلسفه احکام :
هر حکم ممکن است دارای یک یا چند حکمت از حکمت های ذیل باشد .حکمت هایی که در احکام وجود دارد بدین قرار است :


1-    حفظ قانوینت حکم :
     -قوانینی که در احکام هست الهی است وقابل تغییر نمی باشد  همچنین باید تمام آن را کامل رعایت کنیم . مثال شراب حرام است حتی یک قطره هم و هرگز حریم نباید شکسته شود .
-حرمت ربای معاملی ( تعبدی )
     - ضمان چیزی که مالیت ندارد . ولی ملکیت دارد مثل پر کاه
مالکیت از نظر فقه :
ملکیت : یعنی این شی در حکم مالکیت فرد است .
مالیت  :  یعنی ارزش مالی دارد یا نه برای روشن شدن مثال شراب چون حرام است خرید وفروش آن هم حرام است پس ارزش مالی ندارد .



     2-حفظ تسهیل برای انسانها :
یعنی در بعضی از امورات دینی حکم صادر گردیده تا برای انسان تسهیلی صورت گیرد . مانند :نماز شکسته – روزه مسافر – عدم وجوب حضور قلب در عبادت – طهارت حدید
از پیامبر (ص) روایت شده است شریعتی که من مبعوث شده ام آسان است و سختی درون آن نیست . این آسانی در خود احکام است مانند نماز شکسته که در سفر باید شکسته خواند ودر آن نمی توان دست کاری کرد. چنانچه در قرآن بیان شده است  خذ الکتاب بقوه : یعنی آنجه در کتاب بیان کرده ایم باید به آن عمل کرد.


1-    بازدارندگی از ارتکاب جرم :
-    حکم مرتد
-    قطع دست دزد
-    رجم


2-    جلوگیری از مفاسد اقتصادی :
-    حرمت کم فروشی
-    حرمت ربای قرضی


3-    حفظ نظم اجتماعی  :
-    حکم قبله ؛ هر کجا نگاه کنی آنجا خداست ولی باید نظم در جامعه باشد پس همه باید درای یک قبله واحد باشیم .
-    عربی خواند نماز


4-    حفظ سلامت روح  :
-    حرمت موسیقی
       ممکن است سوال شود چرا با موسیقی گلها بیشتر رشد می کنند و گاو بیشتر شیر می دهد در پاسخ باید گفت اولا" قیاس انسان با گیاه و حیوان مع الفارق  است. ثانیا" آن رشد از کجا معلوم مفید باشد شاید مضر باشد مانند تزریق هورمون به مرغ که سلامت انسانی به مخاطره می افتد .


5-    حفظ سلامت جسم : اگر کسی به جسم خود آسب برساند حرام است .
-    حرمت مصرف الکل
-    حرمت خودکشی
-    سلامت روح و جسم مثل وجوب حجاب


6-    حفظ علو مومن بر کافر وعدم تسلط کافر بر مومن :
-    عدم جواز تزویج با کافر
طبق آیه قرآن کریم تسلط مومن بر کافر حرام است .
خاطره ای از ابوترابی بیان می شود که او را مسئول اسرا کرده بودند وقتی از صلیب سرخ آمده بودند واز او بازجویی می کردند همیشه او به خوبی از سربازان عراقی سخن می گفت وشروع به تعریف و تمجید از آنان می کرد واین سیاستی بود که او داشت که کافران بر سر آنان زور نباشند . و این اخلاق او باعث شد که رئیس زندان شیفته او شود و او را در اردوگاههای مختلف ببرد.


7-    توجه به شرایط روحی و جسمی :
-    عدم جواز قضاوت زن
-    تعدد زوجات مرد
-    وجوب نفقه زن بر مرد
-    لزوم اذن پدر در ازدواج دختر


8-    رعایت وظایف :
-    ارث مرد


9-    حفظ احترام مومن :
-    احکام اموات مانند نبش قبر جایز نیست .


10-    جهت اجرای امتحان الهی :
-    وجوب رضایت پدر و مادر
-    نماز قضای پدر بر پسر بزرگتر یعنی نماز قضای پدر به گردن پسر بزرگتر می باشد حتی از ارث هم نمی تواند بدهد .


11-    حفظ بهداشت :
-    احکام طهارت و نجاست


12-     ایجاد وحدت و مانور اجتماعی :
-    تعیین زمان خاص برای حج
-    نماز جماعت


       15 – جهت تربیت و رشد انسان :
-    جعل اصل تکلیف  


16-    توجه دادن به عظمت خداوند :
-    وجوب پوشاندن تار مو
-    عدم جواز افطار یک دقیقه قبل از اذان
-    وجوب نماز در زمانی که حال آن را نداریم


17-    حفظ هویت وفرهنگ اسلامی :
-    نجاست مشرکان
-    تلاش برای حذف برده داری
-    دست ندادن خانم های مسلمان  با خانم های غیر مسلمان


18-    جهت مقدمه برای دفع مفسده یا جلب مصلحت :
-    حرمت خلوت با نا محرم
-    حرمت نشستن در مجلس شراب خوری


خاتمه :
به جهت اوقات یا شرایط خاص ملاک های احکام ثانوی مانند ضرورت ، عسر و حرج و اکراه ، بر فلسفه احکام اول اولویت پیدا می کند در نتیجه فلسفه احکام ثانوی محقق می شود به عبارت دیگر ملاک های احکام ثانوی نسبت به مصالح و مفاسد احکام اولی دارای ترجیح می گردد./
با آرزوی موفقیت و سالی پر از عدل و عدالت  ،سرشار از سلامتی ونعمت  در پناه ایزد منان و الگوی راهمان  حضرت زهرا (س) شروعی نو باشد .


 




 

هفتمین و هشتمین جلسه تفسیر قرآن با موضوع فلسفه احکام

 هفتمین وهشتمین  جلسه تفسیر قرآن جهت اعضاء هیات علمی و کارکنان در روز پنج شنبه مورخ 30/11/93 ساعت 9 صبح در آمفی تئاتر علامه فیض کاشانی با موضوع فلسفه احکام و استاد گرانقدر حاج آقای شاه فضل تشکیل گردید .

گزیده ای از بیانات استاد :

در ابتدا  تلاوت قرآن توسط حاج آقای شاه فضل و خلاصه ای از جلسه قبل توسط یکی از حاضرین قرائت گردید و سپس استاد گرانقدر به ادامه بحث در رابطه باموضوع فلسفه احکام  پرداختند که بشرح ذیل می باشد :

فلسفه احکام یعنی چرایی احکام که چرا نماز و روزه می گیریم و اهمیت آن چیست ؟

 
احکام بر سه قسم است :

الف ) منصوص العله : علت هم توسط خدا در قرآن وتوسط اهل بیت بیان شده است مثال شراب نخورید چون مستی می آورد پس علت همان مستی است .

ب ) علت حکم را نمی دانیم ولی قابل نیل است مانند اغلب حکام امضایی معاملی و احکام اطعمه و اشربه به عبارتی علت بیان نشده است .

ج  ) علت حکم را نمی دانیم وقابل نیل و فهم نیست مثل برخی از احکام عبادات ( تعبدی ) یعنی علت بیان نشده است و هرچه تلاش کنیم علت را نمی یابیم .مثلا" می گویند گوشت خوک حرام است .آیا وظیفه داریم دنبال علت باشیم در اسلام در این راستا محدودیتی قرار نداده است وافراد می توانند در این زمینه تحقیق کنند .

احکام تعبدی :

احکامی که به علم بر می گردد زیرا وجود خداوند و حکمت و قدرت و صفات او را با علم پذیرفته ایم مانند دکتر را که اصل تخصص او را تحقیق می کنیم ولی سوال از علت خوردن قرص و دارو نمی کنیم .

حال ممکن است سوال شود اگر حکمی علت نداشت ولی در تحقیقات علت آن را پیدا نمودند چه باید کرد ؟مثلا" گوشت خوک حرام است و علت آن بخاطر وجود کرم در آن است .اکنون اگر بتوان این کرم را از بین برد آیا می توان حکم را تغییر داد ؟ پاسخ خیر می باشد چون آنچه تو بدست آورده ای بر اساس حدس و گمان است و ممکن است موارد دیگری باشد که برای تو شناخته شده نیست . پس نمی توان آنچه حکم تعیین می کند در آن دست برد .

حال ممکن است سوال شود در مواردی که علت نداشته ولی با بررسی های بعمل آمده ؛ دارای علت گردید چه باید کرد؟ مثلا" آهویی پیدا شود که همان کرمی که در گوشت خوک است در گوشت آهو باشد . حکم چیست ؟ در این خصوص در فقه به آن قیاس می گویند که در شیعه قیاس وجود ندارد .

طبق روایت اولین کسی که قیاس کرد شیطان بود .او چون خود را از آتش می دانست و آتش را هم برتر از خاک می دانست . در این راستا قیاس صورت گرفته است . اهل سنت هم از قیاس برای استدلال خود استفاده می کنند . برای مثال ابو حنیفه اهل قیاس بود . روزی به آرایشگری  رفته و از فرد خواستار گردید که ریش های سفید او را بکند و سلمانی به او گفت اگر موی سفید را بکنی زیاد می شود . ابو حنیفه به او گفت پس موهای سیاه را بکن که در این زمینه قیاس کرده است .

آیا می توان برای احکام فتوی جدید صادر کرد ؟ برای روشن شدن موضوع مثالی می آوریم : فردی نزد امام صادق ع رفت و گفت از امام صادق پرسیدند زکات به چه تعلق می گیرد امام فرمودند : به نه چیز تعلق می گیرد . آن فرد به امام صادق (ع ) فرمود در منطقه ما برنج زیاد است و مجددا" سوال کرد ؛در سه نوبت همین پاسخ را از امام دریافت نمود که زکات بر نه چیز تعلق می گیرد.

 
در بحث قیاس :

هرچه علت آن آمد باید حکم آن را پذیرفت و اگر علت هم نداشت ؛ باید آنرا پذیرفت .

 
تفاوت حکم و موضوع حکم :

موضوع حکم با حکم متفاوت است و فقها حکم را بیان می کنند مثلا" فقیه حکم می دهد خون حرام است . در حکم آمده است : ابزار قمار حرام است . ولی اگر شیئی قبلا آلت قمار بوده اما بعدا از آلت قمار خارج شود دیگر حرام نیست . اگر فقیهی شطرنج را حرام می کند چون در حکم ابزار قمار است .

 
کلیدهای بحث فلسفه احکام :

  • رعایت مجموع مصلحت فرد و جامعه

در اسلام نگاه آن تنها فرد نیست بلکه به جامعه می نگرد مثلا" اگر در اداره به فردی ظلم شده است . باید گذشت کند و مصلحت جامعه را برخود ترجیح دهد .

  • رعایت تطابق نظام تکوین و تشریع

هر حکم شرعی که خدا داده است یک مصلحت در آن است مثلا" همان خوردن گوشت خوک که حرام است .

 
     3-رعایت ارتباط بین آخرت و دنیا ( مجموع زندگی انسانها )

یعنی اعتقاد به دنیا و آخرت ؛ که دانشمندان دنیایی اعتقادی به دنیا و آخرت ندارند .د دین اسلام احکامی گفته که بر اساس مصلحت و مفاسدی است که وجود دارد و برای اینکه بخواهیم عبد و بنده خدا باشیم باید فرامین الهی را لبیک بگوییم . اکنون ممکن است کاری انجام بدهیم که ممکن است پنج سال دیگر سود دهی داشته باشد .

 

 

 ششمین جلسه تفسیر قرآن با موضوع اخلاق در اداره

ششمین جلسه تفسیر قرآن جهت اعضاء هیات علمی و کارکنان در روز پنج شنبه مورخ 09/11/93 ساعت 9 صبح در آمفی تئاتر علامه فیض کاشانی با موضوع اخلاق در اداره واستاد گرانقدر حاج آقای شاه فضل تشکیل گردید .

گزیده ای از بیانات استاد :

در ابتدا  تلاوت قرآن توسط حاج آقای شاه فضل و خلاصه ای از جلسه قبل توسط یکی از حاضرین قرائت گردید و سپس استاد گرانقدر ضمن تبریک به مناسبت تولد امام حسن عسکری (ع) و همچنین در رابطه با اینکه نامگذاری او به نام حسن ؛ که به خاطر اخلاق نیکوی وی بوده است نیز اشاره نمودند و سپس به ادامه بحث در رابطه با موضوع اخلاق در اداره پرداختند که بشرح ذیل می باشد :

 

 ارکان اخلاق اداری :

1-       کارکردن در جهت ارتقا سیستم

2-       کمک به همکاران

3-        داشتن صداقت در محیط اداری

4-       داشتن نظم کاری که فقط یکی از ارکان آن حضور و غیاب به موقع است اما رکن اصلی آن داشتن نظم کاری در جهت اجرای صحیح کار با توجه به مسئولیت و وظایفی که به فرد محول می گردد .  

روایت امیر المومنین (ع) :

اوصیکم بتقوی الله و نظم امرکم. شمارا به تقوای الهی ونظمدر کارهایتان توصیه می کنم.

 

شناخت وظایف اداری  :

برای اینکه وظایف خود را به نحو احسن بشناسیم اشاره ای به داستان حضرت یحیی می کنیم : خداوند به حضرت یحیی فرمود آنجه به تو داده ایم خوب بفهم و خوب بدان عمل کن . یا یحیی خذ الکتاب بقوه

1-       انجام وظیفه  به نحو احسن

با توجه به وظایفی که برای فرد تعیین می شود فرد بایستی بدون کم و کاستی بدان عمل کند . اگر وظایف فرد مشخص نگردیده و یا نیاز به بازنگری  دارد . اقدامات لازم صورت گیرد .

2-       احترام به همکار وارباب رجوع

سوره  اسری    آیه  70   :

 و لقد کرّمنا بنى آدم و حملناهم فى البّر و البحر و رزقناهم من الطّیبات و فضّلناهم على کثیر ممّن خلقنا تفضیلا

ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم و آنها را در خشکی ودریا سوار کردیم واز غذاهای پاکیزه  لذیذ روزی دادیم و آنان را بر بسیاری از مخلوقات خود برتری بخشیدیم .

درروایت آمده است :   احترام به مومن از احترام به کعبه نیز مهم تر است . پس اگر افراد برای کاری به شما مراجعه می کنند با رویی باز و گشاده کار آنان را به نحو احسن انجام دهید .

3-       رعایت حریم شرعی بین آقایان و خانمها

              در برخی از محیط های اداری ، حضور خانمها پررنگ تر از آقایان است و اسلام هم در این باره محدودیتی قائل نشده است . اما بایستی طرز برخوردمان با نامحرمان بر اساس شئونات اسلامی باشد در این راستا اشاره ای به آیه قرآن می کنیم :

سوره احزاب آیه 54 :«و اذا سالتموهن متاعا فاسالوهن من‏ وراء حجاب».

یعنی اگر از آنها متاع و کالای مورد نیازی مطالبه‏ می‏کنید از پشت پرده از آنها بخواهید.

 

پس در حیطه کاری باید محل کار خانمها از آقایان جدا باشد .حریم ها را نگه داریم . برای مثال اشاره به داستانی می کنیم :

فرد مومنی همیشه آرزو داشت که امام زمان را ببیند . روزی به خانه دوستش رفته ودر آنجا لطیفه ای بیان می کند .همسر دوستش می خندد ،آن فرد از خنده او لذت می برد وهمین باعث می گردد ؛که امام زمان را نبیند .

تقویت مهارتهای شغلی

در این راستا اشاره به داستان حضرت یوسف می کنیم . که در قرآن بیان شده است:

سوره یوسف  آیه 55  :  

قَالَ اجْعَلْنِی عَلَى خَزَآئِنِ الأَرْضِ إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ     یوسفگفت : مرا بر خزانه های این سرزمین (مصر) بگمار، زیرا که من نگهبانی دانا هستم.

پس حضرت  یوسف از خداوند خواستار می گردد تا او را خزانه دار کشور کند چون او خود را  حفیظ و علیم و دانا می داند.

4-       تلاش در جهت رفع مشکلات شخصی همکاران

در برخی کشورهای غربی ، خیلی از افراد در محیطهای کاری به یکدیگر توجه ندارند اما در دین اسلام بیان شده است مشکلات همدیگر رسیدگی کنید از نظر اقتصادی ، خانوادگی و غیرو البته بایستی جهت رفع مشکلات همکاران گام برداشت البته به گونه ای که به کار اداری لطمه وارد نشود.

دوست آن باشد که گیرد دست دوست در پریشان حالی و درماندگی

5-       آهسته صحبت کردن در اداره

در محیط کاری  باید با آرامی صحبت کرد و با آرامی راه رفت در این زمینه در قرآن کریم در سوره لقمان بیان شده است :

وَ اعضُض مِن صَوتِک إنَّ اَنکَرَ الاَصوات لَصَوتِ الحَمیر   -سوره لقمان آیه 19

صدای خود را کوتاه کن به درستی که زشت‌ترین صداها صدای الاغ‌هاست

نبایدهای اخلاقی در اداره :

1-       پرهیز از تجسس

 سوره حجرات آیه 12 :  یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِّنَ الظَّنِّإِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا یَغْتَب بَّعْضُکُم بَعْضًاأَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَن یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا فَکَرِهْتُمُوهُوَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِیمٌ  

اى کسانى کهایمان آورده‏اید! از بسیارى از گمانها بپرهیزید، چرا که بعضى از گمانها گناهاست‏؛ و هرگز [در کار دیگران‏] تجسّس نکنید؛ و هیچ یک از شما دیگرى را غیبت نکند،آیا کسى از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! [به یقین‏] همه شما ازاین امر کراهت دارید؛ تقواى الهى پیشه کنید که خداوند توبه‏پذیر و مهربان است‏!

 

تجسس در کار دیگران نیز مذمت شده است که این کار در حیطه اداری مذموم شده است یعنی نباید در کار دیگران دخالت گرد رفت و آمد افراد را کنترل کنیم و او را زیر زره بین قرار نمی دهیم .هرگاه فردی کار خلافی به صورت علنی انجام داد باید به او متذکر شد .

2-       پرهیز از گزارشهای غلط

بزرگترین آفت در محیط کاری دادن گزارشهای غلط و افراطی است لذا راست گویی بهترین عمل است  .

3-       عدم استفاده شخصی از بیت المال

باید سعی کنیم در حیطه کاری از اموال بیت المال استفاده نکنیم اگر برحسب ضرورت ناچار شدیم استفاده کنیم بایستی جبران کرد برای مثال از پرینت استفاده کردیم ، بیشتر از آن کاغذ برای سیستم بگذاریم یعنی همیشه سعی کنیم که از بیت المال طلبکار باشیم .

4-       تاخیر نکردن در کارهاو به موقع انجام دادن

وقتی کاری را به ما محول می کنند بایستی در همان موقع انجام دهیم وبه روزهای بعد محول نکنیم . یعنی کاررا به موقع و همچنین مفید ومطلوب انجام دادن است مثلا" چیزی که امروز نیاز است خریداری شود در خرید آن تاخیر شود تا اینکه ارزانتر خرید اری گردد . که این کار ضررش ، بیش از منفعت می باشد

 

 پنجمین جلسه تفسیر قرآن با موضوع اخلاق در اداره

پنجمین جلسه تفسیر قرآن جهت اعضاء هیات علمی و کارکنان در روز پنج شنبه مورخ 11/10/93 ساعت 9 صبح در آمفی تئاتر علامه فیض کاشانی با موضوع اخلاق در اداره و استاد گرانقدر حاج آقای شاه فضل تشکیل گردید .

گزیده ای از بیانات استاد :

در ابتدا  تلاوت قرآن  و همچنین خلاصه ای از جلسه قبل توسط حاج آقای شاه فضل قرائت گردید و سپس استاد گرانقدر در رابطه باموضوع اخلاق در اداره به بحث پرداختند که بشرح ذیل می باشد :

اکنون ببینیم چه مصادیقی از اخلاق در اداره و چه اخلاقی  در خانه کاربرد دارد وبایستی تلاش کرد تا آنها را شناسایی و نقاط مثبت را تقویت کرد .

اخلاق اداری : برای اخلاق دو تعریف بیان شده است  :

1 - اخلاق همان صفات نفسانی است بعضی ها معتقدند که صفات ثابت انسانی است . در کلیات اخلاق اختلافی وجود دارد .ما قائل هستیم اخلاق مطلق است اما مادی گراها معتقدند که اخلاق نسبی است یعنی معتقدند که انسان منشا تبیین حق است در حالی که ما معتقدیم خداوند منشا تبیین حق است .

2 – تعریف دیگر اخلاق رفتارهای اخلاقی است . مانند احترام گذاشتن به دیگران

تفاوت بین اخلاق و آداب :

اخلاق : به همان صفات نفسانی و رفتارهای ناشی از همان صفات می باشد .

آداب : به قرار دادهای اجتماعی می گویند مثلا" برای عیادت از یک بیمار ؛ برای او شیرینی و گل و غیرو می برند که این عمل جزئ آداب می باشد . پس می توان گفت : اصل احترام گرفتن اخلاق است و چگونگی احترام گرفتن نیز آداب است .

 

اهمیت اخلاق اداری :

            اخلاق امری الهی است .هنگامیکه امورات الهی می گردد ، یعنی مطابق با فطرت انسانی است هنگامیکه این اخلاق در اداره شیوع یپدا کند. آدمها احساس رضایت دارند چون مطابق با فطرتی است که در درون آنها وجود دارد . لذا نتیجه کارها راحت تر و احساس رضایت از کاربیشتر می شود .

در بحث لذت می گوییم چه چیزی برای انسان لذیذ است و انسان را شاد می کند می گویند آن چیزی که طبع انسان را ارضا کند باعث شادی و رضایت انسان می شود

آدمها تشنه موازین اخلاق هستند یعنی روح آنها با دیدن رفتارهای اخلاقی شاد می شود .( برای مثال ابراز احساسات ) و در صورت مواجه با این رفتارها روح آدمها لذت می برد.یکی از مسائلی که باعث موفقیت پیامبر شد ؛همان اخلاق نیکو و حسنه ایشان بود حتی اگر کسی که به نزد  به پیامبر می آمد ودر پایین ترین سطح قرار داشت پیامبر با ایشان بهترین برخورد را می نمود.

 

مصادیق اخلاق در اداره :

1-       داشتن اخلاص در محیط اداره : یعنی هر کاری که در اداره انجام می دهیم برای رضای خدا باشد . وظایف محول شده در اداره می شود تکلیف شرعی ؛ یعنی همان طور که در نماز می گوییم :قربه الی الله ، کار اداری نیز در واقع باید به همان صورت باشد . نداشتن اخلاص باعث می شود تمام کارهایی که انسان انجام می دهد به هدر رود .

2-       تعهد : موظف بودن به وظایفی که بر عهده ی انسان قرار می گیرد .به عهده نگرفتن وظایف و درست انجام ندادن کارها عدم تعهد می شود .

3-       کار کردن در جهت ارتقاء سیستم

4-       تلاش در جهت رشد نیروها : سیستمی خوب است که نیروها در آن رشد کنند و همه ی نیروها در جهت رشد همدیگر تلاش کنند.

5-       کمک کردن به همکاران

6-       صداقت داشتن در محیط کار : باعث افزایش راندمان کار و افزایش اعتماد در محیط کار می شود.

 

 چهارمین جلسه تفسیر قرآن با موضوع صبر

چهارمین جلسه تفسیر قرآن جهت اعضاء هیات علمی و کارکنان در روز پنج شنبه مورخ 13/09/93 ساعت 9 صبح در آمفی تئاتر علامه فیض کاشانی با موضوع صبر و استاد گرانقدر حاج آقای شاه فضل تشکیل گردید .

 

گزیده ای از بیانات استاد :

در ابتدا  تلاوت قرآن توسط حاج آقای شاه فضل و خلاصه ای از جلسه قبل توسط یکی از حاضرین قرائت گردید و سپس استاد گرانقدر در رابطه با صبر به بحث پرداختند که بشرح ذیل می باشد :

—            معنا و مفهوم صبر

  1. صبر در لغت به معناى حبس و بازداشتن است. هرگاه کسى خویشتن را از فعلى اختیارى باز دارد صبر کرده است.
  2. «بازداشتن خود از عملى که مانع رسیدن به هدف و یا موجب تأخیر در رسیدن به هدف مى شود».

پس صبر یعنی هر گاه مشکلی پیش آید و همان لحظه جواب ندهی و سر فرصت وبعدا" جواب دهی این همان صبر است .

  1.  خواجه نصیر الدین طوسى در اوصاف الاشراف در تعریف صبر می گوید: «نگاهدارى نفس از بیتابى هنگام وقوع امری که مطلوب نیست».
  2. راغب اصفهانی صبر، را اینگونه معنا می کند: «الصبر حبس النفس علی ما یقتضیه العقل والشرع أو عما تقتضیان حبسها عنه؛ صبر، خویشتن داری است بر انجام چیزی که عقل و شرع آنرا اقتضا می کنند، یا حفظ کردن خویش از چیزی که عقل و شرع، خویشتن داری از آنرا اقتضا می کنند».
  3. صبر ضد جزع می باشد

 

 

اهمیت صبر :

  1. عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ الصَّبْرُ مِنَ الْإِیمَانِ بِمَنْزِلَةِ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ فَإِذَا ذَهَبَ الرَّأْسُ ذَهَبَ الْجَسَدُ کَذَلِکَ إِذَا ذَهَبَ الصَّبْرُ ذَهَبَ الْإِیمَان‏      الکافی     2  89 باب الصبر .....  ص : 87

 

  1. فَمَنْ یُرِدِ اللَّهُ أَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ یُرِدْ أَنْ یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقاً حَرَجاً کَأَنَّما یَصَّعَّدُ فِی السَّماءِ کَذلِکَ یَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ (انعام 125)

پس هر که را خدا برای او هدایت بخواهد قلبش را به نور اسلام روشن و گشاده گرداند.و هرکه ر ا بخواهد گمراه نماید دل اورا از پذیرفتن ایمان تنگ گرداند چنان که گویی می خواهد برفراز آسمان رود این گونه خدا پلیدی را بر آنان که به حق نمی گروند مقرر می گرداند .

 

—            اهمیت صبر در روایاتعَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع :

 رَأْسُ طَاعَةِ اللَّهِ الصَّبْرُ وَ الرِّضَا عَنِ اللَّهِ فِیمَا أَحَبَّ الْعَبْدُ أَوْ کَرِهَ وَ لَا یَرْضَى عَبْدٌ عَنِ اللَّهِ فِیمَا أَحَبَّ أَوْ کَرِهَ إِلَّا کَانَ خَیْراً لَهُ فِیمَا أَحَبَّ أَوْ کَرِهَ            

الکافی   2 باب الرضا بالقضاء .....  ص : 60

صبر به منزله سر در بدن است ، اگر بدن بدون سر باشد انسان زنده نمی ماند پس صبر هم مانند سر است برای ایمان ؛ اگر صبر نباشد ایمان هم سست می باشد .و انسانهایی که صبر ندارند مانند ابتر هستند .

 

بهشت پاداش صابران:

  1. وَ جَزاهُمْ بِما صَبَرُوا جَنَّةً وَ حَریراً (انسان12)                 و به پاداش آن صبرشان  بهشت و لباس حریر  به آنها می دهد .

 

  1. سَلامٌ عَلَیْکُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ (رعد 24)         سلام بر شما که در اطاعت خدا صبر پیشه کردید چه نیکوست عاقبت آن سرا

 

  1. أُوْلئِکَ یُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِما صَبَرُوا وَ یُلَقَّوْنَ فیها تَحِیَّةً وَ سَلاماً (فرقان75)

       این بندگان هستند که با صبری که کرده اند غرفه های بهشت را پاداش یابندو در آنجا با تحیت و سلام روبرو شوند .

 

  1. أُولئِکَ یُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَیْنِ بِما صَبَرُوا وَ یَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّیِّئَةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ ( قصص54)

      اینان به خاطر آن صبری که ورزیده اند پاداششان را دوبرابر دریافت می کنندبدی را به نیکی دفع می کنند و از آنچه روزی آنان کردیم انفاق می کنند.

 

  1. إِنِّی جَزَیْتُهُمُ الْیَوْمَ بِما صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفائِزُونَ (111)

 

6.     عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع : الْجَنَّةُ مَحْفُوفَةٌ بِالْمَکَارِهِ وَ الصَّبْرِ فَمَنْ صَبَرَ عَلَى الْمَکَارِهِ فِی الدُّنْیَا دَخَلَ الْجَنَّةَ وَ جَهَنَّمُ مَحْفُوفَةٌ بِاللَّذَّاتِ وَ الشَّهَوَاتِ فَمَنْ أَعْطَى نَفْسَهُ لَذَّتَهَا وَ شَهْوَتَهَا دَخَلَ النَّارَ      (الکافی 2 89  باب الصبر .....  ص :)

 

 

صبر سخت ترین کارها:

  1. وَ اصْبِرْ عَلى‏ ما أَصابَکَ إِنَّ ذلِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ ( لقمان17)          بر هرچه به تو رسد صبر پیش گیرکه این از کارهای مهم است .

 

  1. وَ لَمَنْ صَبَرَ وَ غَفَرَ إِنَّ ذلِکَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ (شوری43)               هر که صبر کند وببخشد این از کارهای پر ارزش است .

 

 

صبر مانع خسران:

—            وَ الْعَصْرِ(1) إِنَّ الْانسَانَ لَفِى خُسْرٍ(2)إِلَّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَ تَوَاصَوْاْ بِالْحَقّ‏ِ وَ تَوَاصَوْاْ بِالصَّبرِْ(3)

—             قسم به عصر که انسانها همه در خسارت وزیانند مگر آنان که ایمان آورده و عمل نیک انجام داده اندو یکدیگر را به درستی و راستی وصبر سفارش کرده اند .

—             

صبر باید برای خدا باشد:

  1. وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُکَ إِلاَّ بِاللَّهِ (نحل 127)صبرپیشه کن که صبر تو جز به توفیق خدانیست و به خاطر آنها غمگین مشو و از مکر آنان دلتگ مباش .

 

  1. وَ لِرَبِّکَ فَاصْبِرْ (مدثر 7) وبرای خدا صبر و شکیبایی پیش گیر  .

 

 

  1. وَ اصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ فَإِنَّکَ بِأَعْیُنِنا وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ حینَ تَقُومُ (طور 48) 

       ای رسول بر حکم پروردگار خود صبر کن که تو پیش نظر مایی و چون برخیزی به ستایش پروردگار خود تسبیح گوی

 

  1. فَاصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ وَ لا تَکُنْ کَصاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نادى‏ وَ هُوَ مَکْظُومٌ (قلم 48)

      پس ای رسول برای حکم خدای خود صبر کن و مانند همدم ماهی ( حضرت یونس ) مباش آنگاه که به حال غم واندوه خدا را خواند

 

 

نیت های دیگر صبر:

  1. اظهار قوت نفس و اطمینان نزد مردم تا ایشان او را محکم و قوی دل فرض کنند . ( مستکبران )
  2. صبر برای رسیدن به ثواب و رحمت و امید وصول به درجاب بالای بهشت (زهاد و پرهیزکاران )
  3. خوشحالی به آنچه که از ناحیه خداوند به آنها می رسد( محبین )
  4. صبر برای عملی کردن نیت شیطانی خود ( شیطانی )
  5. صبر در برابر فرد ظالم باشد که منجر به ظلم شود ( ظلمانی )

 

 

صبر اگر موجب گناه بیشتر شود صبر شیطانی خواهد بود

خداوند یار صابران:

إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرینَ (153) بدرستیکه خداوند با صابرین است .

صبر انبیاء:

  1. وَ إِسْماعیلَ وَ إِدْریسَ وَ ذَا الْکِفْلِ کُلٌّ مِنَ الصَّابِرینَ (85) حضرت اسماعیل و ادریس هم صبر نموده اند

 

  1. فَاصْبِرْ کَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُل‏ ( احقاف 35 )

       ای رسول صبور باش همچان که پیامبران الوالعزم صبر کردند وبرای آنان تعجیل مکن ( پیامبر مامور به صبر شده است )

 

  1. سَتَجِدُنی‏ إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرینَ (صافات102)

       اگر خدا بخواهد مرا از سابرین خواهی یافت ( در خصوص حضرت ابراهیم که فرزندش را می خواست ذبح کند و خواستار صبر شد .)

 

  1. وَ خُذْ بِیَدِکَ ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِهِ وَ لا تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ (ص 44) 

       ما ایوب را بنده ای صابر یافتیم چه نیکو بنده ای بود که دائم رجوع و توجه اش به در گاه ما بود .

 

  1. وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَ کانُوا بِآیاتِنا یُوقِنُونَ ( انبیاء 24)

 

 

صبر جمیل:

  1. وَ جاؤُ عَلى‏ قَمیصِهِ بِدَمٍ کَذِبٍ قالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَکُمْ أَنْفُسُکُمْ أَمْراً فَصَبْرٌ جَمیلٌ وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ عَلى‏ ما تَصِفُونَ (18)
  2. قالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَکُمْ أَنْفُسُکُمْ أَمْراً فَصَبْرٌ جَمیلٌ عَسَى اللَّهُ أَنْ یَأْتِیَنی‏ بِهِمْ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْعَلیمُ الْحَکیمُ (83)
  3. فَاصْبِرْ صَبْراً جَمیلاً (5)
  4. قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ ع یَرْحَمُکَ اللَّهُ مَا الصَّبْرُ الْجَمِیلُ قَالَ ذَلِکَ صَبْرٌ لَیْسَ فِیهِ شَکْوَى إِلَى النَّاس (الکافی     2     93    باب الصبر .....  ص : 87)

 

 

معنای صبر جمیل:

قال الصادق ع : صبری است که در آن شکایت به احدی از مردم نباشد

  1. ابراهیم (علیه‏السلام‏) یعقوب را برای حاجتی نزد راهبی از رهبان و عابدی از عباد فرستاد ، راهب وقتی او را دید خیال کرد خود ابراهیم است ، پرید و او را در آغوش گرفت ، و سپس گفت : مرحبا به خلیل الرحمان ، یعقوب گفت : من خلیل الرحمان نیستم بلکه یعقوب فرزند اسحاق فرزند ابراهیم‏ ام . راهب گفت : پس چرا اینقدر تو را پیر می‏بینم چه چیز تو را اینطور پیر کرده ؟ گفت : هم و اندوه و مرض حضرت فرمود هنوز یعقوب به دم در منزل راهب نرسیده بود که خداوند بسویش وحی فرستاد : ای یعقوب ! شکایت مرا نزد بندگان من بردی ! یعقوب همانجا روی چهار چوبه در ، به سجده افتاد ، در حالی که می‏گفت پروردگارا ! دیگر این کار را تکرار نمی‏کنم ، خداوند هم وحی فرستاد که این بار تو را آمرزیدم ، بار دیگر تکرار مکن ، از آن به بعد هر چه ناملایمات دنیا به وی روی می‏آورد به احدی شکایت نمی‏کرد ، جز اینکه یک روز گفت : انما اشکو بثی و حزنی الی الله و اعلم من الله ما لا تعلمون (آیه 86 سوره یوسف .)

 

  1.  در الدر المنثور است که عبد الرزاق و ابن جریر ، از مسلم بن یسار و او بدون ذکر سند از رسول خدا (صلی‏ الله ‏علیه‏ وآله‏ و سلّم‏) روایت کرده که فرمود : کسی که گرفتاری خود را به مردم بگوید و انتشار دهد از صابران نیست ، آنگاه این آیه را تلاوت فرمودند : انما اشکو بثی و حزنی الی الله .

 

 

پاداش بی حساب برای صابران:

—            قُلْ یا عِبادِ الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّکُمْ لِلَّذینَ أَحْسَنُوا فی‏ هذِهِ الدُّنْیا حَسَنَةٌ وَ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةٌ إِنَّما یُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسابٍ (10)

—             

صبر عامل تقویت نیروهای انسانی:

یا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنینَ عَلَى الْقِتالِ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ عِشْرُونَ صابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ وَ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ مِائَةٌ یَغْلِبُوا أَلْفاً مِنَ الَّذینَ کَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یَفْقَهُونَ (انفال 65)

 

صبر مانع خفت و خواری:

فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ لا یَسْتَخِفَّنَّکَ الَّذینَ لا یُوقِنُونَ (روم 60)

 پس صبر کن که وعده خدا حق است مراقب باش آنان که ایمان ندارند تو را به خفت و سبکی نکشند

 

کمک گرفتن از صبر:

  1. وَ اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَکَبیرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخاشِعینَ (45)
  2. یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرینَ (153)
  3. قالَ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ اسْتَعینُوا بِاللَّهِ وَ اصْبِرُوا إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ یُورِثُها مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقینَ (128)

 

صبر انسان وامتحانات الهی:

  1. وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ (بقره 155)
  2. وَ الصَّابِرینَ فِی الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حینَ الْبَأْسِ أُولئِکَ الَّذینَ صَدَقُوا وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ (177)

 

صبر انسان وآیات الهی:

إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیاتٍ لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ( ابراهیم 5)   که در این برای هر صبورشکرگزاری دلایلی خواهدبود.

لقمان 31آیاندیدی که کشتی به لطف و نعمت خدادر دریا سیر می کند تا برخی ازآیات خویش را به شما بنمایاند؟این نشانه هایی است برای هر انسان صبور وشکرگزار

سبا 19) ولی گفتند ای پروردگار ما میان سفرهای ما دوری بیفکن برخویش ستم کردند مانیز آنهارا داستانهایی برای عبرت دیگران کردیم وبکلی پراکنده شان ساختیم دراین برای صابران شکرگزار عبرتهاست

شوری 33 )اگر خدا بخواهد باد را سکون می دهد تا کشتی ها بر پشت دریا از جنبش بایستند در این برای صابران شکرگزار نشانه هایی است .

 

اقسام صبر:

  1. صبر بر مصیبت :در مقابل حوادث واتفاقات صبور بودن مثلا" در حادثه تصادف از کوره در نرویم و سخنان ناشایست نزنیم که اینگونه صبر سیصد برابر پاداش دارد .
  2. صبر بر طاعت  : سختی عبادت را تحمل کردن  مثال رسیدگی به پدر و مادر پیر که واجب الهی است یابا صبر نماز خواندن است . که در این صبر ششصد برابر پاداش دارد
  3. صبر بر معصیت   : برای انسان گناهی فراهم شده است مثال تهمت زدن ، دروغ گفتن که بر آن معصیت صبرکن که اجر این صبر نهصد برابر است .

اما صبری که سخت تر از همه است صبر در منزل است چون فرد در منزل آزاد است و اگر جلو خشم خود را نگیرد وصبر نکند گناهی عظیم دارد .

 

 

سومین جلسه تفسیر قرآن با موضوع خانواده و اهمیت آن

سومین جلسه تفسیر قرآن جهت اعضاء هیات علمی و کارکنان در روز پنج شنبه مورخ 22/08/93 ساعت 9 صبح در آمفی تئاتر علامه فیض کاشانی با موضوع خانواده و اهمیت آن و استاد گرانقدر حاج آقای شاه فضل تشکیل گردید .


گزیده ای از بیانات استاد :
در ابتدا خلاصه ای از جلسه قبل توسط یکی از حاضرین قرائت گردید و سپس استاد گرانقدر ضمن عرض تسلیت به مناسبت ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان  ؛ به ادامه بحث در باره خانواده پرداخته است که بشرح ذیل می باشد :


مشترکات و تفاوتهای زن و مرد :
خانمها و آقایان خصلتهای مشترک و متفاوتی دارند که باید در رفتار متقابل با آنها این ویژگیها لحاظ شود، همچنان که برخورد با یک کودک چهار ساله و نوجوان متفاوت است . به عبارتی می توان گفت از مردها انتظار مرد بودن و از زنها انتظار زن بودن را باید داشت .


مشترکات زن و مرد :
1-مشترکات جسمانی
:
اشتراک در راست‌قامتی، دست و پا، چشم، دهان، ابرو، گوش و اندام‌های فیزیولوژیکی مثل قلب، کبد، کلیه‌ها، سیستم تعادل حیاتی، سیستم تعرق، سلول‌های حسی و عصبی و... از موارد این تشابهات است


2- مشترکات سرشتی :
بر اساس آموزه‌های اسلامی و منطق قرآنی، زن و مرد از حقیقت و سرشتی واحد برخوردارند. یعنی گوهر وجودی و انسانی آنان تفاوت ندارد . در فرهنگ لغت برای سرشت، معانی چون فطرت، طینت، نهاد، خوی، خلق، طبیعت خمیر مایه و طبع و ....بیان شده است که از مجموع آنها می توان فهمید که سرشت به آن چیزی می گویند که جزو ذات یک چیز است و از عوارض آن نیست یعنی اموری که جزو خمیره یک شیئ بوده و هنگام آفرینش و خلقت همراه او باشد و جدا شدنی نباشد.
سوره روم  آیه 3-21:
از نشانه‌های او (خداوند) آن است که برای شما از [جنس] خودتان همسرانی بیافرید.
. وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا؛

 

«ای‌مردم تقوا پیشه کنید در مقابل پروردگاری که شما را از نفس واحدی آفرید و همسرش را نیز از همان نفس و ماهیت خلق کرد و از این دو صنف (آدم و حوا) مردان و زنان فراوانی پدید آورد».
یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالا کَثِیرًا وَنِسَاءً... (نساء، 1).


3-اشتراک در استعداد کمال طلبی :
خداوند شما را (زن و مرد) از شکم مادرانتان خارج نمود در حالی که هیچ چیز نمی‌دانستید و برای شما گوش و چشم و عقل قرار داد تا شکر نعمت او را به جا آورید.
. وَاللَّهُ أَخْرَجَکُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهَاتِکُمْ لا تَعْلَمُونَ شَیْئًا وَجَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَالأبْصَارَ وَالأفْئِدَةَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ (نحل، ٧٨).


5- اشتراک در هدف غایی آفرینش :
جن و انس را نیافریدم، جز برای اینکه مرا بپرستند و عبادت کنند (تا به کمال برسند).
 وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِیعْبُدُونِ (ذاریات، 56).


6-اشتراک در دریافت پاداش :
من (پروردگار) مزد و پاداش هیچ کسی از شماها را ضایع نمی‌کنم چه مرد باشد و چه زن. (یعنی پاداش همه محفوظ است)
. أَنِّی لا أُضِیعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْکُمْ مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَى (آل‌عمران، ١٩٥).


7-اشتراک در کرامت انسانی :
به راستی ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم و آنان را در خشکی و دریا [بر مرکب‌ها] بر نشاندیم و از چیزهای پاکیزه به ایشان روزی دادیم و آنها را بر بسیاری از آفریده‌های خود برتری آشکار دادیم.  
وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّیبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى کَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلًا (اسراء، 70).


8- اشتراک در حق انتخاب و تعیین هدف :
قدرت انتخاب و اختیار از امتیازهای بزرگ و اساسی انسان است که در جهان‌بینی الهی مورد توجه ویژه‌ای قرار گرفته است.
قرآن کریم در این باره می‌فرمایند: ما راه را به او (انسان) نشان دادیم، خواه شاکر باشد (و پذیرا گردد) یا ناسپاس.
. إِنَّا هَدَینَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَإِمَّا کَفُورًا (انسان، 3).

 

9- اشتراک در تکالیف عبادی :
هر کس به خدا و روز رستاخیز ایمان بیاورد و عمل صالح انجام دهد، پاداششان در نزد پروردگار مسلّم است...؛ و در آیه دیگری می‌فرمایند: امّا کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادند، پاداشی دایم دارند. .
من آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ (بقره، ٦٢).
. إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنُونٍ (فصلت، ٨).


• تفاوتهای زن و مرد :
1- تفاوت عاطفی

زنان با مردان در بُعد عواطف و احساسات تفاوت‌های آشکاری دارند. روابط اجتماعی قوی، نوع‌دوستی، صمیمیت، توجه به دیگران و حمایت از سایرین از ویژگی‌های زن‌ها می‌باشد. زنان به طور طبیعی به احساسات لطیف و عواطف ملایم و ظریف مجهز هستند.زنان قدرت سازگاری و انعطاف‌ بیشتری دارند و لذا هنگام برقراری رابطه با مرد، خود را با او وفق می‌دهند.به دلیل عاطفی بودن زنان، آنها معمولاً در علوم استدلالی و مسائل خشک عقلانی به پای مردها نمی‌رسند ولی در ادبیات، نقاشی‌، شعر و سایر مسائلی که با ذوق و احساسات مربوط است دست کمی از مردها ندارند. جان‌گری می‌گوید: به دلیل عاطفی‌تر بودن زنان، اینها از شوهرشان بیشتر دلسوزی می‌خواهند در حالی که مردها بیشتر اعتقاد و اعتماد همسرشان را می‌خواهند.


آیت‌الله مطهری با بکارگیری واژة «رأفت» و با بیان تفاوت میان شهوت و رأفت، این ویژگی را از شاهکارهای آفرینش و چیزی فراتر از حس استخدام و منفعت‌طلبی می‌داند و می‌گوید: گرچه علاقة زن و مرد به یکدیگر طرفینی است امّا، برخلاف اجسام بی‌جان، این جسم کوچک‌تر (زن) است که جسم بزرگ‌تر را به سمت خود می‌کشاند. خلقت هدفمند مرد را مظهر طلب و عشق و زن را مظهر محبوبیت، عواطف و معشوقیت قرار داده است.
عواطف لازمه و پشتوانه مادری است :
هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِیَسْکُنَ إِلَیْهَا ...؛ اعراف(7)، 189
«اوست آن کس که شما را از نفس واحدی آفرید، و جفت وی را از آن پدید آورد تا بدان آرام گیرد».


2- تفاوت در علایق و گرایش ها :
از دیگر ویژگی‌های روانی زنان علاقه به زیبایی و دلبستگی به زیورآلات و مظاهر دنیوی است که این ویژگی در مردان کمتر مشاهده می‌شود. همچنین خودآرایی، خودنمایی، پوشیدن لباس‌های توجه‌انگیز، علاقه به دوستی‌های انفرادی (برعکس پسران)،‌ تجمل‌گرایی در امور زندگی و حتی در چیدن سفره و پخت غذا، از ویژگی‌هایی است که زنان با مردان تفاوت آشکاری دارند.

3-تفاوت در حافظه و هوش :
در هوش کلی بین زنان و مردان تفاوت آشکاری ثابت نگردیده است. مردان در دریافت و شناخت مفاهیم انتزاعی و کلمات مجرد برتری دارند اما زنان در کاربرد لغات، ادای کلمات و مهارت‌های خواندن و سخنوری موفق‌ترند. دختر بچه‌ها زودتر از پسرها زبان باز می‌کنند و لکنت زبان کمتری دارند. زن‌ها در آزمون کلامی و حافظة بصری از مردان قوی‌تر هستند. مردان در آزمون غیرکلامی به‌ویژه استعداد تجسم فضایی قوی هستند. مردها در استعداد عددی بالاترند و دختران در حافظه لغات برتری دارند. پسران در استدلال ریاضی قوی‌ترند و دختران در ادبیات و موضوعات حفظی که کمتر به استدلال نیاز دارد قوی‌ترند .در مورد زمینه‌های حافظه و دقت در جزئیات، برتری جزئی دختران بر پسران به ظهور رسیده است ولی در میدان گویش و تکلم برتری دختران زیاد بوده است.
تفاوت در صبر و حیا :
امیرمؤمنان† فرمود :خداوند حیا را بر زنان مسلط کرده است.
رسول خداˆ فرمود: خداوند متعال برای زن، صبر ده مرد قرار داد.


4-تفاوت معنوی و مذهبی :
به اعتقاد عده‌ای از روان‌شناسان، زنان مذهبی‌تر از مردان بوده و گرایش به معنویت و دینداری در آنان بیشتر است.[1] همچنین روان‌شناسان اعتقاد دارند که به دلیل تناسب و سازگاری مسایل معنوی و دینی با روان زنان، گرایش قلبی به دین در بین زنان بیشتر است.[2]آآیت‌الله جوادی آملی می‌نویسد: زن‌ها در بخش دل و قلب و گرایش و جذبه، موفق‌تر از مردان هستند. لذا مناجات در زن‌ها بیش از مردان و یا لااقل همتای آنان است.[4] تجربه و مشادة عینی نیز نشان می‌دهد که زنان گرایش و تمایل بیشتری به مجالس مذهبی، دعا، زیارت و ارتباط با خدا دارند. در تحقیقی که در این زمینه انجام شد، مشخص گردید که دختران، بیش از پسران به نماز و ارتباط معنوی با خداوند تقید دارند.[5]


5-تفاوت عقلی و ادراکی :
عقل جوهره بسیط وادراک است که خداوند به همه داده است ؛ آنچه مهم است تعقل است یعنی استفاده از عقل است خانمها جون احساساتی هستند و این احساسات بر عقل آنها تسلط می یابد .
مفهوم عقل :
* قوة ادراک خیر و شرّ و تشخیص بین آنها،
* قوة تشخیص خوب و بد؛
* قوة نظم‌دهندة زندگی؛
* قوة تشخیص مصالح و مفاسد و حجت باطنی؛
* نیروی کلی شناخت که کارش درک و تشخیص است؛
*ابزار عالی شناخت و ادراک


آیت‌الله مصباح یزدی:
معتقد است که زن در استعداد عقلی با مرد یکسان است اما به دلیل آنکه زن از نظر طبیعی دارای عاطفه و احساسات بیشتری است، کارکرد عقلی تا حدودی تضعیف می‌گردد. ایشان آلوسی از مفسران اهل سنت و امین‌الاسلام طبرسی نویسنده نامدار شیعی و صاحب مجمع‌البیان نیز بر برتری مرد در تصمیم‌گیری، رأی استوار و برتری عقلی تأکید دارند.علاوه بر مطالب فوق اندیشمندانی چون محمدتقی جعفری به نقص در عقل نظری زن تأکید کرده‌اند. علامه طباطبایی نیز تفاوت زن و مرد در دو حوزة نظری و عملی را پذیرفته‌اند و مرحوم علامه در بحث تفاوت زن و مرد در ارث، به برتری تدبیر مردانه اشاره می‌کند.


6-تفاوت در ریسک و عدم ریسک
مردان ریسک را دوست دارند و اهل جسارت هستند ولی زنان محتاطانه عمل می کنند.


7-تفاوت درخودمختاری
مردان خودمختاری را دوست دارند و نیاز دارند که خودشان مدیر باشند و امر و نهی کنند و لذا سعی می کنند کارهایی را انتخاب کنند که خودشان تصمیم بگیرند.زنان بیشتر کارهای ثابت و کاری را دوست دارند که مدیریت آن با دیگری است و اینها فقط حقوق می گیرند.


برخی از ویژگیهای روانشناختی و رفتاری بانوان:
زن وقتی ازدواج می‌کند و به خانة شوهر می‌آید تمام امید و عشقش را به او می‌سپارد و او را تنها تکیه‌گاه و پشتیبان خود می‌داند از این رو وابستگی زیادی به او پیدا می‌کند و انتظار دارد همسرش او را مورد احترام قرار دهد و به او توجه کند ولی وقتی با رفتار سرد همسرش روبرو می‌شود احساس ترس می‌کند
زنان خیلی دیر به کسی دل میبندند و پس از دل بستن احساس میکنند که تنها آن شخص میتواند خواستههایش را برآورده کند. پس همسران باید زن خود را دلبستة خود کنند و کاری کنند که دلش جای دگر نرود.
چیز که بیش از هر امر دیگر برای زن ارزش دارد این است که مورد تکریم و احترام شوهرش قرار گیرد و مرد از او به عنوان بهترین در زندگی یاد کند و از فداکاریهایش در زندگی تجلیل نماید.
زن بسیار حساس و زود رنج است. بلکه فطرتاً اینچنین است، گاهی یک حرف نامربوط مرد می‌تواند تا مدت‌ها دید منفی زن را نسبت به او به دنبال داشته باشد. احساس منفی در زن او را از کار و تلاش مطلوب باز می‌دارد.  وقتی تعدادی از این منفی ها روی هم جمع شد لذت زندگی کم  می شود.


زنها وقتی مورد انتقاد و سرزنش اطرافیان خود قرار میگیرند، (زنان بیش از مردان در معرض انتقاد هستند) به شوهرشان بیشتر علاقه نشان میدهند و سعی میکنند از او به عنوان مأمن و پناهگاه خود استفاده کنند.
زنها به موفقیت های همسر خود عشق میورزند.
تجلیل از فداکاریهای زن سبب میشود که او احساس افتخار کند و بیش از گذشته به شما وابسته شود.
یادآوری خاطرات شیرین گذشته از زیباترین لحظات زندگی یک زن به حساب میآید.
گفتن کلمات محبتآمیز نظیر: همسر عزیزم، تو زیبا هستی، نازنینم، خوشحالم از این که با تو زندگی میکنم و ... موجب افزایش محبت زن به شوهر میگردد.
زنها تحمل دوری همسر خود را ندارند.
زنها تحمل بی خبری از همسر خود را ندارند.
زنان دوست دارند وقتی ماجرایی را تعریف میکنند آن را با تمام جزئیات بیان کنند و احساس میکنند به این وسیله نظر مخاطب‌شان را بیشتر میتوانند به سوی خود جلب کنند.
زنان به دنبال آرزوهای بزرگ و گاهی هم محال هستند، بیشتر دوست دارند در دنیایی رؤیایی زندگی کنند و معمولاً تفکرات عاشقانه در سر میپرورانند. بیش از مردان به امور ظریف و هنرمندانه علاقه دارند و این نشأت گرفته از روح لطیف آنان است.
زنان به قیافه و زیبایی ظاهری خود اهمیت میدهند و سعی میکنند خود را زیباترین همسر در نظر شوهرشان جلوه دهند از این رو به لباس و وسایل شخصی خود توجه ویژهای دارند.
تعریف از زیبایی زن سبب افزایش محبت زن نسبت به شوهرش میشود.
زن علاقهمند است که همسرش از آرایش او تعریف کند و به او بگوید از چه نوع آرایشی استفاده کند.
زنان برخلاف مردان وقتی خسته میشوند بیش از حد معمول حرف میزنند و سعی دارند با حرف زدن خستگی را از تن خود بیرون کنند.
زنان نسبت به مردان بیشتر جنب و جوش دارند از این رو سعی میکنند در کارهای مختلف دخالت کنند. به این وسیله میخواهند تواناییهایشان را نیز بیان دارند و دوست دارند که دیگران هم نسبت به کارهایشان اظهار نظر کنند البته اظهار نظری که مطابق با میلشان باشد.
غالب زنها در انجام امور منزل و برای تربیت فرزندان خود اهتمام زیادی میورزند.
بهترین زمانی که میتوانید نظر زن را به سوی خود جلب کنید زمانی است که با او همدلی نموده و مورد نوازشش قرار دهید.
زنان بر خلاف مردها به کارهای کوچک بیشتر اهمیت میدهند.
زنان در مشاجره با همسرانشان سریعاً نسبت به او کینه پیدا میکنند و از انتقام گرفتن لذت میبرند.
زن وقتی خسته است بهترین راهی که میتوان از او رفع خستگی کرد نوازش اوست.
زن وقتی احساس امنیت نکند و یا از جانب مرد مورد سرزنش یا تهدید قرار گیرد گوشهگیری میکند و پس از حل مشکل دوباره به حال عادی باز میگردد.
زنها وقتی میخواهند شوهرشان را سرزنش کنند از سخنان کنایه آمیز استفاده میکنند. آنان تمایل ندارند زمینة رنجش همسر خود را فراهم سازند.
یکی از طرق افزایش محبت زن نسبت به مرد این است که مرد به رویدادهای مهم زندگی مشترک خود توجه کند، به عنوان مثال در روز تولد همسرش، سالروز ازدواجشان و یا در اعیاد مختلف یک هدیة کوچک تهیه و به او تقدیم نماید.
زن برای کسی که به سخنان او گوش میکند و به آن اهمیت میدهد ارزش فراوانی قائل است.


برخی از ویژگیهای روانشناختی و رفتاری مردان:
مرد دوست دارد همسرش فقط او را دوست داشته باشد و وقتی می‌بیند همسرش نسبت به شخص دیگری ابراز محبت می‌کند حسد می‌ورزد هرچند که به زبان بیان نکند. این حسادت بررفتارهای بعدی او تأثیر منفی خواهد گذاشت.
مرد دوست دارد همسرش به او اعتماد کند و او را پناهگاه خود بداند. پس زنان از این عاطفه خدادادی استفاده کنند. واقعاً هیچ پناه‌گاهی بهتر از شوهر برای زن وجود ندارد، حتی والدین
مرد نیاز به تشویق و تشکر همسرش دارد و زن نباید تشکر از فعالیت های مرد خود را فراموش کند. این واکنش زن موجب ترغیب و تشویق همسر برای انجام کار و فعالیت بیشتر میشود و به موجب این تشویق مرد به کار و زندگیاش دلگرم میشود و با انرژی بیشتری شروع به فعالیت میکند
وقتی مرد سرگرم انجام کاری است مزاحم او نشوید و انتظار نداشته باشید به خواسته های شما توجه کند.  اگر می‌توانید کمکش کنید نه اینکه مزاحم شوید.
مردها سعی دارند کارهایی را که به عهده گرفته‌اند با عشق و علاقه و درایت کافی انجام دهند و به نتیجه برسانند، تا به این وسیله بتوانند در نظر همسرشان بهترین باشند و کاردانی و درایت خود را به او ثابت کنند و زمانی که می‌بینند نتوانستند توجه او را به خود جلب کنند احساس می کنند شخصیت‌شان به مخاطره افتاده است.
مرد برای حفظ استقلال و مدیریت خود در منزل گاهی از ابراز محبت به همسرش خودداری میکند لیکن پس از مدت کوتاهی دوباره به حال اولیة خود برمیگردد و چون گذشته عادی برخورد میکند.
بهترین مواقعی که میتوان از مرد امتیاز گرفت زمانی است که او را مورد تعریف و تمجید قرار دهید.
زمانی که به او هدیه مورد علاقهاش داده شود، چندین برابر جبران میکند.
مردها وقتی احساس کنند همسرشان قصد دارد اخلاقشان را تغییر دهند ناراحت میشوند.
مردها وقتی با انتقاد کسی نسبت به کارهایشان روبهرو میشوند سریع ناراحت میشوند هرچند انتقاد سازندهای باشد.
مردها وقتی خسته هستند سکوت اختیار می‌کنند و در این مواقع وقتی می‌بینند همسرشان قصد حرف زدن دارد گله‌مند می‌شوند.
بعضی وقتها مردها بر خلاف انتظار در انجام کارها تندی و خشونت به خرج می‌دهند، دلیل این رفتار را می‌توان ناشی از مشکلاتی دانست که مرد با آن روبه رو است. وقتی مرد با مشکلات عاطفی، اقتصادی و ... مواجه می‌شود، نمی‌تواند توجه لازم به کارش داشته باشد، از این رو سعی دارد با واکنش‌های تند بر مشکلاتش سرپوش بگذارد.
مردها وقتی با مشکلی روبه‌رو می‌شوند، سعی دارند شخصاً بر مشکل‌شان فایق آیند، در این مواقع باید آنان را به حال خود رها کرد. اجازه دهید خودشان بر مشکل فایق آیند، زیرا در غیر این صورت احساس می‌کنند تحت کنترل قرار گرفته‌اند و یا اینکه قادر به حل مشکل خود نیستند، در نتیجه موجب می‌شود رفتاری انجام دهند که غیر قابل پیش‌بینی و خلاف انتظار همسر است.
مردها نسبت به زن‌ها کمتر حرف می‌زنند و کمتر هم حوصله شنیدن سخنان اطرافیان را دارند و زمانی که می‌بینند همسرشان زیاد صحبت می‌کند سریع عصبانی ‌شده و واکنش منفی از خود نشان می‌دهند به خصوص در مواقعی که زن ماجرائی را تعریف می‌کند و دوست دارد آن ماجرا را با تمام جزئییاتش تعریف کند.
آنگاه که مرد از حادثه یا اتفاقی که برایش افتاده ناراحت است بیشتر نیاز به محبت زن دارد.
مرد وقتی با ابراز محبت همسرش نسبت به خود روبهرو میشود سعی میکند بیش از گذشته عشقش را نسبت به همسرش نشان دهد.
مرد وقتی که کار بزرگی انجام می‌دهد ولی همسرش به کارهای او بها نمی‌دهد و برای آن ارزش قائل نیست عصبانی میشود.
وقتی زن با بیان کلماتی چون؛ آخه، بیچاره، طفلکی و ... با مرد همدلی میکند، مرد احساس میکند که همسرش به او ترحم میکند از این رو با واکنش نامناسبی سعی میکند همسرش را از خود براند.
اگر مرد بداند که همسرش از زندگی با او خوشحال است، احساس رضایت میکند و به زندگی علاقهمند میشود
هنگامی که مرد بتواند بر مشکلاتش فایق آید و به اهدافی که در سر میپروراند برسد احساس خوشحالی و رضایت میکند و شور و نشاط بیشتری برای انجام کارهای بعدی خود پیدا میکند.
مردها برخلاف خانمها بیشتر به وسایل و ابزار آلات نظیر,اسب,ماشین، وسایل الکتریکی و... علاقهمند هستند.
تکریم همسران                  :

احترام و تکریم یکدیگر از آموزه‌های اخلاقی دوجانبه در روابط همسران است
پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد دربارة اکرام زن نیز می‌فرمایند: کسی که زنی را به همسری انتخاب می‌کند، باید او را احترام کند و منزلت او را حفظ نماید
امام صادق (ع)در این باره می‌فرمایند:
از رحمت و مغفرت پروردگار دور است زنی که شوهر خود را آزار و اذیت کند و سعادت‌مند ,زنی است که شوهر خویش را اکرام و احترام کرده، اذیتش نکند و از او در همة حالات اطاعت و فرمانبرداری نماید.


رعایت ادب :
حضرت علی در این باره می‌فرمایند: ادب نیکو بهترین کمک‌کار و برترین همراه است. همچنین حضرت فرمودند: ادب نیکو سبب تزکیه و پاکسازی اخلاق است.
به‌کارگیری الفاظ نامناسب یا رکیک و رعایت نکردن عفت کلام، علاوه بر اینکه از مراتب معنوی انسان می‌کاهد، باعث از بین رفتن صمیمیت و محبت در میان همسران می‌گردد و آنان را نسبت به همدیگر جسورتر می‌نماید.


استقبال و بدرقة همسر :
قدردانی و سپاسگزاری از زحمات همسر
 
حضرت امام رضا (ع) در روایتی می‌فرمایند: هر کسی از فردی که به او خوبی کرده تشکر نکند، شکر خدای عزّوجل را به‌جای نیاورده است.
. مَنْ لَمْ یشکُرِ المُنْعِمْ مِنَ المَخلوقینَ لم یشکرِ الله عَزَّوجَلَّ
 (مجلسی، بحارالانوار، ج 68، ص 44).
بر اساس تحقیقی که در این زمینه انجام گرفته، 87 درصد همسران اعلام کرده‌اند که توقع دارند در مقابل زحمات آنان (مثل آشپزی، بچه‌داری، تدریس، تحصیل، کارمندی، خرید منزل، مسافرت بردن و...) قدردانی شود


مهربانی و محبت به همسر
رسول گرامی اسلام حضرت محمد مصطفیˆ می‌فرمایند: زن نباید بخوابد در حالی که شوهرش از او ناراحت است مگر اینکه رضایت و خشنودی شوهر را جلب نماید؛ هرچند مرد مقصّر باشد. .
 لا تَبیتُ وَ زَوْجُها عَلَیْها ساخطٌ وإنْ کانَ ظالِماً؛
حضرت پیامبر در روایتی دیگر ضمن اشاره به لزوم پرهیز از آزار شوهر، می‌فرمایند:
هر زنی که شوهرش را با زبانش آزار دهد، خداوند هیچ کار واجب و مستحبی را از او نمی‌پذیرد و هیچ کار نیکی را از او قبول نمی‌کند تا وقتی که شوهرش را راضی کند اگرچه این زن روزها روزه بگیرد و شب‌ها به عبادت مشغول باشد
حضرت علی† در رابطه با مدارای با زن می‌فرمایند: همیشه و در همه حال با همسرت (زنت) مدارا کن و با او به نیکی معاشرت نما تا زندگیت باصفا و فرح‌زا گردد.


صیانت از آبروی همسر :
• قرآن کریم در تعبیری زیبا و سنجیده می‌فرماید: زن و مرد لباس یکدیگر هستند.
•  هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ (بقره، 187).
• خاصیت لباس این است که علاوه بر ایجاد گرمی و زینت بودن، عیب‌های جسمانی فرد را می‌پوشاند. زن و مرد نیز همانند لباس که حافظ تن و حجابی بر روی عیب‌های بدن است، می‌باید عیب‌ها و اسرار نهانی همدیگر را بپوشانند. رازداری همسران به‌ویژه زن، علاوه بر اینکه باعث کسب اجر معنوی می‌گردد بر استحکام خانواده می افزاید.
• . قَالَ  الصادق علیه السلام:   وَ مَنْ سَتَرَ عَلَى مُؤْمِنٍ عَوْرَةً یَخَافُهَا سَتَرَ اللَّهُ عَلَیْهِ سَبْعِینَ عَوْرَةً مِنْ عَوْرَاتِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَة


مدارا با همسر :
حضرت علی† در رابطه با مدارای با زن می‌فرمایند: همیشه و در همه حال با همسرت (زنت) مدارا کن و با او به نیکی معاشرت نما تا زندگیت باصفا و فرح‌زا گردد.
رازداری در بین همسران .
هدیه دادن به همدیگر .
تحسین همسر .
پذیرش همسر آنگونه که هست .
عدم تحقیر همدیگر .
نیش و کنایه نزنید .
مچ گیری نکنید .
گذشته را فراموش کنید.
فداکاری داشته باشید.
زود قضاوت نکنید .
به روحیات همدیگر دقت کنید.
به اقوام یکدیگر احترام بگذارید .
به همسرتان شخصیت وارزش بدهید .
در مقابل دیگران همسر خود را سرزنش نکنید.
بد زبانی ممنوع باشد .
هنگام صدا زدن از جذاب ترین نام استفاد ه کنید .
از تعصب بی جا بپرهیزید .
به سلیقه و دیدگاه همسرتان احترام بگذارید .
با همسرتان (با خانم ) جدی نباشید بلکه خودمانی باشیم .
به وظایف اخلاقی التزام جدی داشته باشیم .
پاکدامنی سرلوحه کارتان باشد .
در مقابل فرزندان جر و بحث نکنید.
به درد دل یکدیگر گوش دهید .
با افکار دیگران تصمیم نگیرید .
در پیش بجه ها از پدر به بزرگی یاد کنید .
خانواده خود را به رخ همدیگر نکشید .
در خرید لوازم منزل با خانم مشور کنید.
شنونده خوبی برای همسر باشید .
با همدلی و هم فکری و همکاری و مشورت با یکدیگر ار باره مسائل مختلف میان اعضا خانواده روابط سالم پدید آورید . از نسبت دادن القاب و زدن برچسب‏هاى ناگوار و نامطلوب - مانند بدقول، شلخته، کله‏شق، یک دنده، لجباز و خودخواه - به یکدیگر بپرهیزید.
هرگز همسرتان را با زن یا مرد دیگرى مقایسه نکنید.
خود را در برابر همسرتان آراسته و پاکیزه و جالب توجّه نگه دارید و از پریشانى و وضع نامرتب بپرهیزید.
بایادآورى برخى ایام - مانند روز تولد، سالگرد ازدواج و نظایر آن - و دادن هدیه‏هایى هر چند کوچک (مثل یک شاخه گل)، به طور نمادین عشق و علاقه خود را به همسرتان ابراز دارید.
در سراسر زندگى - از جمله در زندگى خانوادگى - بکوشید به نقاط مثبت، موهبت و نعمت‏هایى که در اختیار دارید، بیندیشید، نه به امورى که در اختیار ندارید.
زن و شوهر از مسخره کردن یکدیگر و گفتن سخنان طعنه‏آمیز و دو پهلو جداً پرهیز کنند .
گاهى در فضایى محرمانه، محبت‏آمیز و صمیمانه به ارزیابى رفتار و روابط یکدیگر بپردازید و از یکدیگر بپرسید، چه باید کرد تا روابط تان بهتر و با نشاطتر شود.
درشتى همسرتان را با خشونت پاسخ ندهید. خشونت را با سکوت پاسخ گویید و در موقعیتى مناسب، درباره مسئله مورد نظر، بحث و گفت‏وگو کنید
براى خصوصیات و نیازمندى‏هاى یکدیگر، ارزش قائل شوید و در روابط کلامی و عاطفى، به افکار و خواسته‏هاى همسرتان توجه کنید. تشویق و تأیید و بیان نکات مثبت، به طور آشکار یا در جمع باشد؛ اما انتقاد و تذکّر نکات منفى، به طور محرمانه و در تنهایى صورت گیرد.
هنگام اختلاف نظر یا سوء تفاهم، به جاى سرزنش یکدیگر یا تفسیر نادرست، به شناسایى مسئله و یافتن راه حل آن بپردازید و در صورت لزوم، کمک و مشاوره افراد با تجربه و متخصص را جلب کنید.
با یادگیرى مهارت‏هاى ارتباطى نظیر گوش کردن فعال به حرف‏هاى یکدیگر، احترام به نظرها و عقاید همدیگر و تشریک مساعى و مشورت کردن , روابط خود را بهبود بخشید .


 

 

دومین جلسه تفسیر قرآن با موضوع خانواده و اهمیت آن

دومین جلسه تفسیر قرآن جهت اعضاء هیات علمی و کارکنان در روز پنج شنبه مورخ 01/08/93 ساعت 9 صبح در آمفی تئاتر علامه فیض کاشانی با موضوع خانواده و اهمیت آن و استاد گرانقدر حاج آقای شاه فضل تشکیل گردید .

گزیده ای از بیانات استاد :

در ابتدا خلاصه ای از جلسه قبل توسط یکی از حاضرین قرائت گردید و سپس استاد گرانقدر ضمن عرض تسلیت به مناسبت ارتحال ملکوتی عالم گرانقدر ایت الله مهدوی به ادامه بحث در باره خانواده پرداخته است که بشرح ذیل می باشد :

 

 

سوره اعراف آیه 58:وَ الْبَلَدُ الطَّیِّبُ یَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذِی خَبُثَ لا یَخْرُجُ إِلاّ نَکداً؛

سرزمین پاک، گیاهش به اذن پروردگار بیرون می‏آید و گیاهان ارزشمندی می‏رویاند و از سرزمین ناپاک و آلوده جز گیاه اندک و بی‏فایده بیرون نمی‏آید. در خانواده‏های اصیل و شریف، اکثر افراد دارای شخصیت سالم و دوست داشتنی هستند و کمتر نقطة ضعفی در آن‏ها پید.

 

 

زمینی که خوب باشد گیاه خوب هم در آن رشد می کند و پرورش می یابد در راستای این آیه می توان  پدر و مادر را به زمین تشبه کرد که آنان اگر خوب باشند می توانند فرزندان صالح را پرورش دهند .

 

 

پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد می‏فرماید:

. تَزَوَّجوا فی الحِجز الصالح، فانَّ العِرْقَ دسّاسٌ

از خانواده و دامن شایسته همسر انتخاب کنید زیرا عِرقْ (نطفه و ژن‏ها) تأثیرگذار هستند.

 

 

و در روایت دیگر فرمودند:

 اُنْظُر فی ای نصابٍ تَضَعُ وَلَدک، فإنَّ العِرقَ دسّاسٌ؛

نیک بنگر که می‏خواهی فرزندت را در دامن چه کسی قرار دهی (چه کسی را برای مادری انتخاب کنی) زیرا عِرق و خصوصیات ارثی، به صورت ناخواسته و بدون اختیار منتقل می‏شود و تأثیر می‏گذارد.

 

 

حضرت پیامبر همچنین در فرمایشی دیگر فرمودند:

 ایّها النّاس! ایّاکم و خضراءَ الدِّمن، قیل: یا رسول اللّه‏! و ما خضراءُ الدِّمن؟ قال: المَرءَةُ الحسناءُ فی منبَتِ السّوء

ای مردم! برحذر باشید و بپرهیزید از سبزه‏زاری که برفراز مزبله و منجلاب روئیده باشد! سؤال شد: ای پیامبر خدا! منظورت چیست؟ فرمود: بپرهیزید از دختر زیبا و زن زیبایی که در خانوادة غیراصیل و پلیدی رشد کرده باشد. بسی واضح و روشن است که پسر نیز چنین است و می‏بایست از خانواده اصیل باشد.

 

منظور از سبزی بر فراز مزبله و منجلاب  دختر زیبا رو خوشگل است که در خانواده ای آلوده بزرگ شود واز ازدواج با آنان بایستی پرهیز کرد .

 

 

حضرت علی†دربارة ازدواج با افراد احمق (فاقد عقل و شعور کافی) می‏فرمایند:

إیّاکمْ و تزویجَ الحَمقاءِ، فانَّ صُحبتََََََها بلاءٌ و وُلدَها ضِیاعٌ؛

از ازدواج با افراد احمق و نادان بپرهیزید، زیرا همنشینی با آنان بلا بوده و فرزندان نیز تباه می‏شوند.

  • عوامل محیطی
  •  مدرسه
  •  جغرافیایی
  • خانواده
  • دوستان
  •  محله
  •  تلویزیون
  •  اینترنت

اینها عواملی که در تربیت فرزندان ما تاثیر گذار می باشد.  حال اگر در محله ای  زندگی می کنیم که مناسب نیست و یا مدرسه ای که فرزندانمان در آن درس می خوانند   ایده آل نیست چه باید کرد ؟وظیفه پدر و مادر چیست ؟

 

بعضی از پدر و مادر ها می گویند دست ما کوتاه است . این سخن باطل است فرمان تربیتی در دست پدر و مادر است چنانچه محیطی آلوده است این پدر و مادر هستند که بایستی حواسشان جمع باشد. مواردی که پسندیده نیست با فرزندان خود بنشینند به صورت منطقی بیان کنند .

 

بسیاری از بد آموزیها از طریق تلویزیون و اینترت می باشد برای مقابله با آن این نیست که آن را کنار بگذاریم مثلا" اگر فیلمی بد آموزی داشت آنرا ببینیم و بعد از آن به تجزیه و تحلیل آن بپردازیم ونقاط قوت و ضعف فیلم را مورد بررسی قرار دهیم و این کار باعث رشد فرزند می شود. مسائل گوناگون در راه فرزندان ما می باشد باید برای آنان وقت گذاشت و راهکارهای مناسب ارائه نمود البته نباید فرزندان خود را کنترل کنیم زمانیکه آنان را کنترل کنیم اعتماد به نفس خود را ازدست می دهند و مسائل خودرا به خانواده نمی گویند و فرزند از خانواده فراری می شود باید رشد و آگاهی فرزند را بالا برد .

 

همچنین نباید فرزندان خود را محدود کرد و در یک محیط سر بسته قرار داد زیرا در آینده نمی تواند در برابر مشکلات خود مقاومت کند . حادثه واتفاقاتی که در زندگی رخ می دهد باید آنها را جدا کرد به مثال مارگزیده همیشه از ریسمان سیاه و سفید می ترسد . 

 

 

 

 اولین جلسه تفسیر قرآن با موضوع خانواده و اهمیت آن

اولین جلسه تفسیر قرآن جهت اعضاء هیات علمی و کارکنان در روز پنج شنبه مورخ 17/07/93 ساعت 9 صبح در آمفی تئاتر علامه فیض کاشانی با موضوع خانواده و اهمیت آن  و استاد گرانقدر حاج آقای شاه فضل تشکیل گردید .

 

گزیده ای از بیانات استاد :

با توجه به اهمیت خانواده و به عنوان رکن اصلی می باشد لذا تاثیر خانواده را می توان بشرح ذیل تقسیم بندی نمود :

1-        اگر خانواده اصلاح شود مملکت اصلاح می شود .

2-       خانواده محل خودسازی است            

3-       دشمن بر خانواده ها راحت تر سرمایه گذاری می کند وفرهنگ و دیدگاه خانواده را تغییر می دهد .

 

روایت : رسول اکرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله

خَیْرُ الرِّجالِ مِنْ اُمَّتِىَ الَّذینَ لایَتَطاوَلونَ عَلى اَهْلیهِمْ وَ یَحِنّونَ عَلَیْهِمْ وَ لا یَظْلِمونَهُمْ؛(۱)بهترین مردان امت من کسانى هستند که نسبت به خانواده خود خشن نباشند، اهانت نکنند، دلسوزشان باشند و به آنان ظلم نکنند

 

 

 خَیْرُکُمْ خَیْرُکُمْ لاَِهْلِهِ وَاَنَا خَیْرُکُمْ لاَِهْلى ما اَکْرَمَ النِّساءَ اِلاّ کَریمٌ وَ لا اَهانَهُنَّ اِلاّ لَئیمٌ؛(۱)رسول اکرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله:  بهترین شما کسى است که براى خانواده خود بهتر باشد و من از همه شما براى خانواده‏ام بهترم، زنان را گرامى نمى‏دارد، مگر انسان بزرگوار و به آنان اهانت نمى‏کند، مگر شخص پَست و بى‏مقدار.

پس بهترین شما کسی است که برای اهلش باشد .

برای شناخت افراد که انسان خوبی هست یا نه از خانواده اش باید پرسید از فرزندان و همسر که در باره او چه می گویند . ما می دانیم که بالاترین  جهادها  جهاد با نفس است وبرای مبارزه با جها د نفس ، بهترین راه عملی آن که در منزل خود شروع کنیم . اگر در خانه در برابر ناملایمتی هاو مسائل و مشکلات خانه صبور وبردبار بود آن گاه می توانی بانفس خود مبارزه کنی .

 

 

سوره فرقان آیه 74:
رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَاماً  خداوندا همسر و فرزندانی نیکو به من عطا کن که روشنی چشم و راه من باشند و ما را از متقین قرار بده

در دنیای امروز برای برقراری و ایجاد رابطه خوب با همسر و فرزندان  باید به نکات ذیل توجه نمود : 

 

1-       باید هدف از تشکیل خانواده را بداند و نسبت به این موضوع بینش کافی داشته باشد .

2-       آشنایی با چالشها و آنجه زندگی مشترک را تهدید می کند بداند .

3-       داشتن مهارت کافی ولازم و کسب مهارت برای مقابله با مسائل و مشکلات زندگی

 

در خصوص بینش کافی بعضی ها معتقدند که تا زمانیکه فرد بینش کافی ندارد وارد عمل نشود ودر صورت داشتن آگاهی کامل اقدام نماید در پاسخ می توان گفت بعضی از مسائل را به کنه آن نمی توان پی برد مثل نماز خواندن که با چهل سال عبادت هم نمی توان به کنه آن پی برد . اما در خصوص ازدواج کافی است که انسان کلیاتی از مسائل زندگی را بداند کافی است.

 

در خصوص چالشهای خانواده : هیچ خانواده ای بدون چالش نمی باشد هر خانواده ای مشکل دارد و خود این مشکلات امری طبیعی است ولی آنچه مهم است از این مشکلات پیروز و سربلند بیرون بیاییم و ظرفیت تحمل همدیگررا داشته باشیم .

 

مسائل و مشکلات زندگی بسیار زیاد و متنوع است اما هنر آن است که چگونه بتوان با سربلندی از آن خارج شد .پس در این راستا می توان شخصیت افراد را بررسی کرد که چگونه این شخصیت شکل گرفته و بیشرین عامل شکل پذیری شخصی چه می باشد ؟

 

 

عوامل موثر بر شکل گیری شخصیت آدمها :

1-       عوامل وراثتی

2-       عوامل محیطی

3-       اراده

4-       ایمان و الطاف الهی

 

عوامل وراثتی :

بخشی از  شخصیت آدمها را تشکیل می دهد مانند  عوامل فیزیکی و روحی برای مثال کسی که از خانواده شجاع و دلیر باشد فرزندان او هم شجاع و دلیرمی گردند برای  نمونه حضرت علی (ع) بعد از فوت همسرش (حضرت فاطمه س ) به برادرش عقیل گفت برای من همسری را اختیار کن که فرزندانش شجاع باشند یعنی شجاعت بخشی از آن موروثی است .

 

عوامل محیطی :

محیط هم در روحیه و خوق و خوی افراد تاثیر می گذارد مثلا آ دم شمالی که در منطقه معتدل و مرطوب زندگی  می کند با فردی که در منطقه گرمسیر و خشک مانند کاشان زندگی می کنند با همدیگر فرق می کنند .

 

اراده  :

اراده هم می تواند در شخصیت تاثیر گذار باشد اگر فرده اراده ای قوی داشته باشد می تواند شخصیت خود را تغییر دهد.

 

ایمان والطاف الهی :

یعنی اگر لطف الهی شامل حال آدمی گردد فرد را بسازد و از گمراهی نجات دهد و اگر لطف الهی شامل نگردد در ضلالت و گمراهی قرار گیرد.

به نظر می رسد بیشترین تاثیر را در شخصیت افراد عوامل موروثی دارد و سایر عوامل تاثیرشان در جهت تکمیل عوامل موروثی خواهد بود

 

 

سوره فرقان آیه 74:
رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَاماً  خداوندا همسر و فرزندانی نیکو به من عطا کن که روشنی چشم و راه من باشند و ما را از متقین قرار بده

انسانها بعضی ها مانند استخوان کج هستند و اگر بخواهی صاف کنی می شکند .

 

حضرت امام خمینی (ره ) فرموده اند : ظاهر را به راحتی می توان درست و آراسته کرد ولی باطن چیزی نیست که بتوان به راحتی درست کرد .

 

سوره نجم  آیه 88:

لَیسَ للانسانِ الّا ماسَعی ترجمه آیه به نثر: برای انسان بهره ای جز سعی وکوشش او نیست.

خداوند که به انسان سعی و تلاش داده است و در روز قیامت هر کس بر اساس سعی و تلاشش سنجیده می شود بعنی هر کس را با خودش مقایسه می کند .

 

" مولوی "

سایه حق بر سر بنده بود                      عاقبت جوینده یابنده بود

نیاید مراد آنکه جوینده نیست                 که جویندگی عین یابندگی است

 

گر برگ عیش می طلبی ترک خواب کن. "حافظ"

 

سوره بقره   آیه 30:

وَ إِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَه إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَة قَالُوا أَتَجْعَلُ فِیهَا مَنْ یُفْسِدُ فِیهَا وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ قَالَ إِنِّی أَعْلَمُ مَا لا تَعْلَمُونَ). ا

سوره اسرا    آیه 84:

قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَى شَاکِلَتِهِ فَرَبُّکُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَى سَبِیلاًبگو که هر کس بر حسب ذات و طبیعت خود عملی انجام خواهد داد، و خدای شما به آن که راه یافته‌تر است (از همه کس) آگاهتر است

 

 

 

   
جشنواره پرتال

 امور پایان نامه ها

        آئین نامه و دستورالعمل ها
          فرم های پایان نامه
        فرایند پایان نامه    
        پایان نامه های دفاع شده
        موضوعات تصویب شده
        تماس

 طرح های تحقیقاتی

        آئین نامه و دستورالعمل ها
        فرم های طرح تحقیقاتی
        فرایند طرح تحقیقاتی
       تسویه حساب طرح تحقیقاتی

علم سنجی