دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی کاشان

3:04:35 AM 1396 / 07 / 28
 

دانشکده بهداشت

شورای امر به معروف و نهی از منکر

جلسات تفسیر قرآن

 

گزارشات برگزاری جلسات تفسیر قرآن سال 1394

نهمین و دهمین جلسه تفسیر قرآن دانشکده بهداشت مورخ 16/12/94

و انسان را در باره پدر و مادرش سفارش کردیم مادرش به او باردار شد سستى بر روى سستى و از شیر باز گرفتنش در دو سال است [آرى به او سفارش کردیم] که شکرگزار من و پدر و مادرت باش که بازگشت [همه] به سوى من است (۱۴)

وَوَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِی عَامَیْنِ أَنِ اشْکُرْ لِی وَلِوَالِدَیْکَ إِلَیَّ الْمَصِیرُ ﴿۱۴﴾

و اگر تو را وادارند تا در باره چیزى که تو را بدان دانشى نیست به من شرک ورزى از آنان فرمان مبر و[لى] در دنیا به خوبى با آنان معاشرت کن و راه کسى را پیروى کن که توبه‏کنان به سوى من بازمى‏گردد و [سرانجام] بازگشت‏شما به سوى من است و از [حقیقت] آنچه انجام مى‏دادید شما را با خبر خواهم کرد (۱۵)

وَإِن جَاهَدَاکَ عَلى أَن تُشْرِکَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیَا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِیلَ مَنْ أَنَابَ إِلَیَّ ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿۱۵﴾

اى پسرک من اگر [عمل تو] هموزن دانه خردلى و در تخته‏سنگى یا در آسمانها یا در زمین باشد خدا آن را مى‏آورد که خدا بس دقیق و آگاه است (۱۶)

یَا بُنَیَّ إِنَّهَا إِن تَکُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ فَتَکُن فِی صَخْرَةٍ أَوْ فِی السَّمَاوَاتِ أَوْ فِی الْأَرْضِ یَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِیفٌ خَبِیرٌ ﴿۱۶﴾

 

 

در آیه 14 کلمه ا ِلَیَّ الْمَصِیرُ  : بازگشت به سوی خداست پس ما همه به سوی خدا بازمی گردیم .

  هنگامی که به فردی مصیبت وارد می شود یعنی کسی را ازدست  داده است با عبارت انا لله وانا الیه راجعون ؛ آرامش به او دست می دهد . در قرآن آمده است ای انسان تو تلاس می کنی وتلاشت به سمت پروردگار است بدان که خدا را ملاقات خواهی کرد . در این آیه کلمه مصیر به معنی دگرگونی و تغییر و تحول است این تغییر و تحول به سمت خدا می باشد .

  فرق مسیر و مصیر :

مسیر به معنی محل سیر  و رفت و آمد می باشد اما مصیر به معنی دگرگونی و تغییر وتحول است.

إِلَیَّ الله  ترجِعُ الامور :  همه چیز به سمت خداست

معنی به سمت خدا رفتن همچنان که در دعای کمیل آمده است لایمکن الفرار من حکومتک می باشد ( خدایا ما نمی توانیم از حکومت تو خارج شویم .) خداوند شما را ایجاد کرد واز ید قدر الهی خارج نیستید و در آخر به سمت خدا بازگشت خواهید کرد .کسی که نگاه توحیدی دارد برای مسائل دنیوی نگرانی و غصه ای ندارد چون همه چیز به سمت خدا بر می گردد. ( انا لله و انا الیه راجعون )

یا ایها الذین آمنو علیکم انفسکم : در دنیا بیش از هر چیز مراقب نفس خود باشید چون هر گرفتاری که انسان دارد باعثش خود فرد می باشد .

 وَإِن جَاهَدَاکَ عَلى أَن تُشْرِکَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا: در این آیه به این نکته اشاره دارد که پدر ومادر خیلی مهم هستند اما اگر پدر و مادر تو را به شرک وادار کنند اطاعت از آنها جایز نیست حتی اگر تلاش کردند تا تو را به گناه وشرک وادارد تو باید از آن اطاعت نکنی .

جاهداک : تاکید بر این دارد که تلاش پدر و مادر برای شرک نیز بر تو اثر نگذارد

شرک : به معنی مطلق گناه است و شرک جلی نمی باشد .

صَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیَا مَعْرُوفًا: یعنی به صورت عرف پسند  با آنها زندگی کن و به آنها کمک کن ولی به حرفهای گناه آلوده گوش نده .

 وَاتَّبِعْ سَبِیلَ مَنْ أَنَابَ إِلَیَّ : تبعیت کن از کسانی که توبه کننده هستند .

 در آیه فوق ؛ سبیل : به معنی راه       اناب الی : به سمت خدا

فرق  "وَاتَّبِعْ سَبِیلَ مَنْ أَنَابَ إِلَیَّ   "    با  "  و اتبع می اناب الی  "       در چیست ؟

در عبارت اولی  :  راه را به مانشان می دهددر عبارت دوم یک انسان را معرفی می کند تا از او اطاعت کنیم .

حال اطاعت از راه بهتر است یا اطاعت از شخص ؟ اطاعت از راه بهتر است چون شخص می تواند دچار لغزش شود .

فرد ممکن است تعصب داشته باشد یعنی به چیزی اعتقاد دارد پایبند است بدون اینکه به عواقب آن توجه داشته باشد . اما در اسلام راه یعنی به سمت حق حرکت کردن است .

 ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ  : یعنی بازگشت همه به سمت خداست و خدا تمام کارهایی که انجام داده ایم را به ما بازگو خواهد کرد و عواقب تمام کارها را به ما نشان می دهد .

َا بُنَیَّ إِنَّهَا إِن تَکُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ فَتَکُن فِی صَخْرَةٍ أَوْ فِی السَّمَاوَاتِ أَوْ فِی الْأَرْضِ یَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِیفٌ خَبِیرٌ ﴿۱۶﴾

مِثْقَالَ : به معنی سنگینی    عبارت یَأْتِ بِهَا اللَّهُ : حرف اصلی یات  ؛ اتی است به معنای آمدن  یعنی خداوند آن عمل را می آورد هر عملی که در هر کجا باشد در آخرت آن عمل را می آورد پس هیچ کجا از ملک او خارج نیست

َلطِیفٌ: دقیق   عبارت یا بنی : تاکید بر عبارت قبل دارد

 إِنَّ اللَّهَ لَطِیفٌ خَبِیرٌ: یعنی خداوند دقیق و آگاه است و هر عملی را به حساب خواهد آورد .

 

هفتمین وهشتمین جلسه تفسیر قرآن دانشکده بهداشت مورخ 06/12/94

و انسان را در باره پدر و مادرش سفارش کردیم مادرش به او باردار شد سستى بر روى سستى و از شیر باز گرفتنش در دو سال است [آرى به او سفارش کردیم] که شکرگزار من و پدر و مادرت باش که بازگشت [همه] به سوى من است (۱۴)

وَوَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِی عَامَیْنِ أَنِ اشْکُرْ لِی وَلِوَالِدَیْکَ إِلَیَّ الْمَصِیرُ ﴿۱۴﴾

و اگر تو را وادارند تا در باره چیزى که تو را بدان دانشى نیست به من شرک ورزى از آنان فرمان مبر و[لى] در دنیا به خوبى با آنان معاشرت کن و راه کسى را پیروى کن که توبه‏کنان به سوى من بازمى‏گردد و [سرانجام] بازگشت‏شما به سوى من است و از [حقیقت] آنچه انجام مى‏دادید شما را با خبر خواهم کرد (۱۵)

وَإِن جَاهَدَاکَ عَلى أَن تُشْرِکَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیَا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِیلَ مَنْ أَنَابَ إِلَیَّ ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿۱۵﴾

 

بر اساس  آیه 14وصیت لقمان به فرزندش می توان نتیجه گرفت اگر کاری برای رضا وخشنودی خداوند انجام دهیم توحید می شود ولی اگر رضا وخشنودی خداوند را مورد توجه قرار ندهیم مرتکب شرک شده ایم .

پس هرکاری را از روی فطرت ودستور عقل انجام دهیم چون عقل وفطرت از سوی خداوند است لذا این کار نوعی کار الهی است ( جوادی آملی ) در زندگی هر لحظه باید بدانیم که اگر کاری انجام می دهیم همه از آن خداوندست .

یکی از مصادیق شرک خفی این است اگر کاری را شروع کنیم که از نظر خودمان خوب است ولی رضا وخشنودی خدا را در نظر نمی گیریم .کاری که برای غیر خدا باشد تازمانیکه غیر خدا باشد تداوم دارد وزمانیکه غیر خدا نباشد ، کار هم ادامه پیدا نمی کند . مثلا" تا زمانیکه  همسایه با شما خوب باشد با او خوب هستی وزمانیکه خوبی نکند دیگر این خوبی پایدارنمی ماند .پس خوبی که غیر خدا پشت آن باشد ناپایدار و غیر قابل اعتماد است .

موارد دیگری که خداوند به آن اشاره کرده است ظلم به خودتان نکنید . یعنی قبل از اینکه بخواهید به دیگران ظلم بکنید اول به خودتان ظلم کرده اید .و بدینگونه است که می گویند شرک ظلم عظیمی است .

در مقابل ظلم ؛ خوبی است . یعنی اگر  خوبی کنید ، قبل از اینکه به دست فرد برسد به خداوند می رسد و خداوند به بهترین وجه پاداش می دهد . همچنین سفارش برای احسان ونیکی به پدر و  مادر شده است در آیه 14 : کمک به پدر ومادر را به صورت کلی و عام آورده است ، چون خداوند خواسته مسئولیت را سنگین تر کند .

توضیحی در مورد احسان :

سوال می شود عدل بهتر است یا احسان ؟

عدل : یعنی افرادی را که کار خوبی انجام می دهند پاداش دهد و افرادی که گناه مرتکب می شوند مجازات نماید . وعدل امری است دو طرفه ، در عدل به اندازه کاری که انجام داده ای برایت کاری انجام دهند .

احسان : امری است یک طرفه یعنی اگر کار خوبی انجام می دهیم منظور پاداش نیست . درخصوص پدر ومادر هم باید با احسان عمل کنیم ودر مقابل نباید از آنها توقع داشته باشیم .

انسان حق ندارد با پدر و مادرش عادلانه رفتار کند باید رفتارش محسنانه باشد . شخصی مادر خود را به دوش گرفته بود و خانه خدا را طواف می کرد . امام صادق (ع) را دید و از ایشان سوال کرد آیابا این کار ؛  می توانم زحمات مادرم را جبران کنم . حضرت فرمود : با این کارت ذره ای از درد دوران زایمان او را هم نمی توانی جبران کنی .

" وهن " در این آیه معنی سستی است

حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا  : یعنی مادر در دوران بارداری خودش ضعیف می شود و به وزن او اضافه می شود .

َِفِصَالُ  : یعنی از شیر گرفتن ، مادر باید بچه را تا دو سالگی شیر دهد اگر بین این دو سال جدایی صورت گیرد . مادر و پدر هردو باید راضی باشند . دوران بارداری و شیر دهی 30 ماه طول می کشد به این معنی که حداقل دوران بارداری 6 ماه است .

پس در آیه 14 : سفارش به پدر و مادر می کند و می گوید که خدا را شاکر باشید .

 

 ششمین جلسه تفسیر قرآن دانشکده بهداشت مورخ 08/11/94

و [یاد کن] هنگامى را که لقمان به پسر خویش در حالى که وى او را اندرز مى‏داد گفت اى پسرک من به خدا شرک میاور که به راستى شرک ستمى بزرگ است (۱۳)

وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ یَعِظُهُ یَا بُنَیَّ لَا تُشْرِکْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ ﴿۱۳﴾

و انسان را در باره پدر و مادرش سفارش کردیم مادرش به او باردار شد سستى بر روى سستى و از شیر باز گرفتنش در دو سال است [آرى به او سفارش کردیم] که شکرگزار من و پدر و مادرت باش که بازگشت [همه] به سوى من است (۱۴)

وَوَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِی عَامَیْنِ أَنِ اشْکُرْ لِی وَلِوَالِدَیْکَ إِلَیَّ الْمَصِیرُ ﴿۱۴﴾

و اگر تو را وادارند تا در باره چیزى که تو را بدان دانشى نیست به من شرک ورزى از آنان فرمان مبر و[لى] در دنیا به خوبى با آنان معاشرت کن و راه کسى را پیروى کن که توبه‏کنان به سوى من بازمى‏گردد و [سرانجام] بازگشت‏شما به سوى من است و از [حقیقت] آنچه انجام مى‏دادید شما را با خبر خواهم کرد (۱۵)

وَإِن جَاهَدَاکَ عَلى أَن تُشْرِکَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیَا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِیلَ مَنْ أَنَابَ إِلَیَّ ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿۱۵﴾

در آیه 13 :  وصایای لقمان به پسرش می باشد که ای پسرم به خدا شرک نورز که شرک ظلم بزرگی است .

در آیه 14  : " وصینا " از جانب خداوند است که ما انسان ها را نسبت به  پدر و مادر سفارش کردیم که خداوند وصیت به پدر ومادر را در کنار دعوت به خداوشرک قرار داده است . لقمان به نیکی به پدر ومادر را اشاره نکرده و این نشان دهنده این است که لقمان حکمتی از خود نداشت و خداوند این حکمت را به او عطا فرموده است .

نکته ای که باید بدان توجه کرد این است که پدر ومادر باید فرزندان خود را نصیحت کنند و با آنان به صورت عاطفی رفتار کنند یکی از دلایلی که فرزندان نسبت به پدر ومادر بی تفاوت هستند به خاطر این است که از لحاظ عاطفی تقویت نشده اند وبار عاطفی وجود ندارد .

پس در آیه 13 این سوره اولین وصیت لقمان به فرزندش این است که از شرک دوری کند .

شرک در لغت  : به معنی شریک قائل شدن است .  از گناهان کبیره است در قرآن کریم بعنوان " ظلم عظیم "بیان  شده است

اقسام شرک :

1-      شرک خفی : یعنی شرک پنهان یعنی فرد درعمل برای خدا شریکقائل شده است .برای مثال فرد عملی را انجام می دهد که درظاهر برای خداست ولی در باطن برای اینکه محبوب یا دل دیگران را بدست آورد مثل سخنرانی کردن درظاهر برای خدا ولی در باطن برای اینکه دل مردم را بدست آورد که در اینجا مرم را برای خدا شریک قرار داده است .

2-      شرک جلی : شریک قائل شدن برای خداوند در خالقیت وفاعلیت می باشد همان شرک آشکار است که انسان در کنار خدای واحد ؛ اعتقاد به خدای دیگر داشته باشد.   یعنی در کنار خداوند ؛ خدایانی دیگر را در نظر بگیریم که این شرک خیلی مهم است و خداوند هر عقوبت و گناهی را می بخشد به جز شرک ، ولی اگر فرد توبه کنددر صورت توبه خداوند او را می بخشد .

آیت اله جوادی آملی می فرماید : هر گناهی را می بخشم به جز شرک ( در صورت عدم توبه )

اگر فردی مشرک باشد ودر صورت عدم توبه از دنیا برود خداوند اورا نمی آمرزد ولی در صورتی که گناه دیگری غیر از شرک مرتکب شده باشد و کار خیری که  می کرده وبعد از مرگش پابرجا باشد خداوند گناهانش را می آمرزد .

در شرک ؛ مهم این لست که ظلم به خود مشرک است یعنی خیانت به خود فرد حساب می شود که خداوند به آن حساس است و این ظلم به خداوند نیست زیرا خداوند ظلم پذیر نیست .

یکی از مصادیق ظلم این است که در کنار خداوند به کسی یا چیزی فکر می کند که فایده ای ندارد وسراب است.

در آیه 14 : خداوند نیکی به  پدر و مادر را سفارش کرده است .

در شرک خفی فرد کارهایی را انجام می دهد که برای غیر خدا اثر قائل شده است .

 

پنجمین جلسه تفسیر قرآن دانشکده بهداشت مورخ 10/10/94

تفسیر سوره لقمان :

و به راستى لقمان را حکمت دادیم که خدا را سپاس بگزار و هر که سپاس بگزارد تنها براى خود سپاس مى‏گزارد و هر کس کفران کند در حقیقت‏خدا بى‏نیاز ستوده است (۱۲)

وَلَقَدْ آتَیْنَا لُقْمَانَ الْحِکْمَةَ أَنِ اشْکُرْ لِلَّهِ وَمَن یَشْکُرْ فَإِنَّمَا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ حَمِیدٌ ﴿۱۲﴾

و [یاد کن] هنگامى را که لقمان به پسر خویش در حالى که وى او را اندرز مى‏داد گفت اى پسرک من به خدا شرک میاور که به راستى شرک ستمى بزرگ است (۱۳)

وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ یَعِظُهُ یَا بُنَیَّ لَا تُشْرِکْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ ﴿۱۳﴾

و انسان را در باره پدر و مادرش سفارش کردیم مادرش به او باردار شد سستى بر روى سستى و از شیر باز گرفتنش در دو سال است [آرى به او سفارش کردیم] که شکرگزار من و پدر و مادرت باش که بازگشت [همه] به سوى من است (۱۴)

وَوَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِی عَامَیْنِ أَنِ اشْکُرْ لِی وَلِوَالِدَیْکَ إِلَیَّ الْمَصِیرُ ﴿۱۴﴾

   

  آیه 12 : خداوند به لقمان حکمت داد تا شکر اور را بجا آورد . هر کس شکر خدا را بجا آورد به نفع خودش می باشد و هر کس کفر بورزد به خود خیانت کرده است .زیرا شکر کزاری و عدم شکر برای خداوند سود و ضرری ندارد.

یادگیری از دو طریق می باشد:

1-    یادگیری اکتسابی  : فرد از طریق آموزش و حضور در کلاس بدست می آورد

2-    یادگیری لدنی : علمی است که از طریق الهی به فرد آموخته می شود که علم پیامبر اکرم "ص " اینگونه است .

یادگیری لقمان هم بخشی از آن از طریق موهبت الهی  است یعنی از سوی خداوند به او اعطا شده است . که در قرآن در سوره بقره به این موضوع اشاره شده است که خداوند به هرکس بخواهد حکمت می دهد که این خیر کثیر است .   در آیه دوازده هم به این موضوع اشاره کرده است که ما به لقمان حکمت دادیم تا شکر خدا را بجا آورد .پس هر فرد با توجه به نعمتی که خدا به او داده است باید شکر کند واگر دربرابر نعمت او شکر نگذاریم کفران نعمت کرده ایم .

حال حکمتی که خداوند می دهد با علمی که خود می اموزیم چه تفاوتی با هم دارند ؟

علم : مطلق دانایی ودانستن چیزی است در حالی که ممکن است علم ما خلاف واقع باشد.

حال سوال پیش می آید که فهمیدن با دانستن چه تفاوتی دارد ؟دانستن یعنی آنچه بدان اطلاع داری و فهمیدن رابطه بین دانسته ها می باشد .که هرگاه به رابطه آنها پی ببری یعنی آن مطالب را فهمیده ای .

حکمت : پی بردن به حقایق عالم هستی است که همان رابطه بین دانسته ها ی خود و اشیائ می باشد که از دو طریق حاصل می شود:

1-    الهی                                                                        2- آموزشی

احادیثی که برای لقمان آمده است :

پیامبر اکرم صلى اللَّه علیه و آله فرمودند: لقمان، پیامبر نبود، ولى بنده‏اى بود که بسیار فکر مى‏کرد و به خداوند ایمان واقعى داشت. خدا را دوست داشت و خداوند نیز او را دوست مى‏داشت و به او حکمت عطا کرد.

امام صادق علیه السلام مى‏فرمایند: لقمان، حکمت را به خاطر مال و جمال و فامیل دریافت نکرده بود، بلکه او مردى پرهیزکار، تیزبین، با حیا و دلسوز بود. اگر دو نفر با هم درگیر مى‏شدند و خصومتى پیدا مى‏کردند، میان آنها آشتى برقرار می کرد .

  لقمان با دانشمندان زیاد مى‏نشست. او با هواى نفس خود مبارزه مى‏کرد و ... «1»

او داراى عمرى طولانى، معاصر حضرت داود و از بستگان حضرت ایّوب بود. او میان حکیم شدن یا حاکم شدن مخیّر شد و حکمت راى انتخاب کرد.

از لقمان پرسیدند: چگونه به این مقام رسیدى؟ گفت: به خاطر امانت دارى، صداقت و سکوت درباره آنچه به من مربوط نبود. «2»

امام صادق علیه السلام فرمود: لقمان نسبت به رهبر آسمانىِ زمان خود معرفت داشت. «3»

گرچه خداوند به او کتاب آسمانى نداد، ولى همتاى آن یعنى حکمت راى به او آموخت.

روزى مولاى لقمان از او خواست تا بهترین عضو گوسفند راى برایش بیاورد. لقمان زبان گوسفند راى آورد. روز دیگر گفت: بدترین عضو آن راى بیاور. لقمان باز هم زبان گوسفند راى آورد.

چون مولایش دلیل این کار راى پرسید، لقمان گفت: اگر زبان در راه حقّ حرکت کند و سخن بگوید، بهترین عضو بدن است و گر نه بدترین عضو خواهد بود. «4»

در عظمت لقمان همین بس که خدا و رسول او و امامان معصوم علیهم السلام پندهاى او راى براى‏ دیگران نقل کرده‏اند.

گوشه ای از فصایح لقمان :

اگر در کودکى خود را ادب کنى، در بزرگى از آن بهره‏مند مى‏شوى.

از کسالت و تنبلى بپرهیز، بخشى از عمرت را براى آموزش قرار بده و با افراد لجوج، گفتگو و جدل نکن.

با فقها مجادله مکن، با فاسق رفیق مشو، فاسق را به برادرى مگیر و با افراد متّهم، همنشین مشو.

تنها از خدا بترس و به او امیدوار باش. بیم و امید نسبت به خدا در قلب تو یکسان باشد.

بر دنیا تکیه نکن و دل مبند و دنیا را به منزله پلى در نظر بگیر.

بدان که در قیامت از تو درباره چهار چیز مى‏پرسند: از جوانى که در چه راهى صرف کردى، از عمرت که در چه فنا کردى، از مال و دارایى‏ات که از چه راهى بدست آوردى و آن را در چه راهى مصرف کردى.

به آنچه در دست مردم است چشم مدوز و با همه مردم با حسن خلق برخورد کن.

با همسفران زیاد مشورت کن و توشه سفر خود را بین آنها تقسیم کن.

اگر با تو مشورت کردند، دلسوزى خود را خالصانه به آنها اعلام کن. اگر از تو کمک و قرضى درخواست کردند، مساعدت کن و به سخن کسى که سنّ او بیشتر از توست، گوش‏فراده.

نمازت را در اوّل وقت بخوان، نماز را حتّى در سخت‏ترین شرایط به جماعت بخوان. «1»

اگر در نماز بودى، قلب خود را حفظ کن.

اگر در حال غذا خوردن بودى، حلق خود را حفظ کن.

اگر در میان مردم هستى، زبان خود را حفظ کن.

هرگز خدا و مرگ را فراموش مکن، امّا احسانى که به مردم مى‏کنى یا بدى که دیگران در حقّ تو مى‏کنند فراموش کن. «2»

رابطه قرآن و علم :

   در خصوص رابطه علم با قرآن ؛ دانشمندانی که در این خصوص اظهار نظر کرده اند می توان به سه دسته تقسیم کرد :

1-    گروه اول : معتقدند که هیچ مطلب علمی وجود ندارد جز آنکه  در قرآن ، آمده است .

2-    گروه دوم : قرآن مشتمل بر یک سری مطالب علمی است و مفسران اجازه دارند که مطالب خود را در قرآن بررسی کنند ونظرات قرآنی را هم بیان کنند ولی همه چیز در قرآن نیامده است .

3-    گروه سوم: مطالب علمی در قرآن را قبول دارند ولی معتقدند که مفسران حق ندارند که برای مطالب علمی خود از قرآن دلیل بیاورند چون علم در حال تحول و دگرگونی  است  نظرات علمی که صادر می شود برای زمان حال خود کاربرد دارد و نظرات باقتضای زمان حال خود تغییر می کند . ولی  قرآن ثابت است ونیازی به این ندارد تا آبروی آن را با  علم ثابت کنی . زمانی می توان به قرآن استناد کرد که علم بدست آمده صددرصد قبول و به یقین رسیده باشد و اگر به یقین نرسیده است می تواند احتمال بدهد .

 

چهارمین جلسه تفسیر قرآن دانشکده بهداشت مورخ 26/9/94

تفسیر سوره لقمان :

در حقیقت کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏اند باغهاى پر نعمت‏خواهند داشت (۸)

إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِیمِ ﴿۸﴾

که در آن جاودان مى‏مانند وعده خداست که حق است و هموست‏شکست‏ناپذیر سنجیده‏کار (۹)

خَالِدِینَ فِیهَا وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ﴿۹﴾

آسمانها را بى‏هیچ ستونى که آن را ببینید خلق کرد و در زمین کوههاى استوار بیفکند تا [مبادا زمین] شما را بجنباند و در آن از هر گونه جنبنده‏اى پراکنده گردانید و از آسمان آبى فرو فرستادیم و از هر نوع [گیاه] نیکو در آن رویانیدیم (۱۰)

خَلَقَ السَّمَاوَاتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا وَأَلْقَى فِی الْأَرْضِ رَوَاسِیَ أَن تَمِیدَ بِکُمْ وَبَثَّ فِیهَا مِن کُلِّ دَابَّةٍ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَنبَتْنَا فِیهَا مِن کُلِّ زَوْجٍ کَرِیمٍ ﴿۱۰﴾

این خلق خداست [اینک] به من نشان دهید کسانى که غیر از اویند چه آفریده‏اند [هیچ] بلکه ستمگران در گمراهى آشکارند (۱۱)

هَذَا خَلْقُ اللَّهِ فَأَرُونِی مَاذَا خَلَقَ الَّذِینَ مِن دُونِهِ بَلِ الظَّالِمُونَ فِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ ﴿۱۱﴾

 

  آیه 8 می فرماید : کسانیکه ایمان آورده اند برای آنانبهشت هست " لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِیمِ"در این آیه  ترکیب جنات النعیم ، مضاف و مضاف الیه است " نعیم " همان نعمت است یعنی در بهشت اصل بر نعمت است ونعمت در قالب بهشت آمده است . پس اصلِ بهشت ، نعمت دادن خداوند است . و در این آیه " ل" در کلمه " لهم" به معنی مالکیت و  در اختیار قرار گرفتن چیزی است . یعنی تمام نعمت ها مال این افراد است ؛ که همان نیکوکاران می باشند

  آیه 9 : " خَالِدِینَ فِیهَا "یعنی درآن بهشت می مانند و خارج نمی شوند و بهشت برای آنان است و از آنها نمی گیرند .  "وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا" این تفسیر که این وعده الهی حق است اشتباه است . بلکه معنی صحیح این است که  وعده ای که خداوند می دهد حقیقی است چون وعده خدا می باشد. " وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ" او مقتدر و عزیز است پس وعده ای است از طرف خدا که مقتدر و عزیز است و آنچه گفته انجام می دهد .

پس چهار تاکید برای بهشت شده است :

1-    بهشت                    2- خلود                   3- حق بودن وعده الهی        4- عزیز و حکیم بودن خدا

  آیه 10 : "خَلَقَ السَّمَاوَاتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا"اگر ترجمه شود آسمانها را خلق کرد بدون ستون ، این ترجمه غلط می باشد . ترجمه صحیح این است که خلق کرد آسمانها را بدون ستونی که تو آن را ببینی  .

  " رَوَاسِیَ  "به معنی کوه ها می باشد معنی این است که و انداخت در زمین کوه ها تا زمین ثابت باشد و شما راحت تر زندگی کنید .  در اینجا خداوند از صنعت تشبیه استفاده کرده است . یعنی نحوه تشکیل شدن کو هها از بالا به پایین است. "  َأَلْقَى"به معنی انداختن است . یعنی کوه ها را در زمین قرار داد تا زمین ثابت بماند و شما راحت زندگی کنید و تمام جنبنده ها و حیوانات را گسترش داد و از آسمان آبی نازل کردیم ودر روی زمین گیاهان رابرای شما رویاندیم .

  آیه 11  :  "هَذَا خَلْقُ اللَّهِ"این کارهایی است که خدا خلق کرده است حالا بگویید خدای شما جه خلق کرده است . پس انسانهای ظالم در گمراهی هستند .

در این آیه خداوند خدایانی غیر از خود را نفی می کند با این استدلال که غیر او کسی چیزی خلق نکرده پس غیر از او خدایی نیست زیرا اگر بود باید خلقی می داشت.

 

سومین جلسه تفسیر قرآن دانشکده بهداشت با موضوع تفسیر سوره لقمان

سومین جلسه تفسیر قرآن جهت اعضاء هیات علمی و کارکنان در روز پنج شنبه مورخ  5 آذر94 در آمفی تئاتر علامه فیض کاشانی با موضوع تفسیر سوره لقمان ، با حضور استاد حاج آقای شاه فضل تشکیل گردید .

تفسیر سوره لقمان :

آنانند که از جانب پروردگارشان از هدایت برخوردارند و ایشانند که رستگارانند (۵)

 

أُوْلَئِکَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿۵﴾

و برخى از مردم کسانى‏اند که سخن بیهوده را خریدارند تا [مردم را] بى[هیچ] دانشى از راه خدا گمراه کنند و [راه خدا] را به ریشخند گیرند براى آنان عذابى خوارکننده خواهد بود (۶)

 

وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَن سَبِیلِ اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَیَتَّخِذَهَا هُزُوًا أُولَئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِینٌ ﴿۶﴾

و چون آیات ما بر او خوانده شود با نخوت روى برمى‏گرداند چنانکه گویى آن را نشنیده [یا] گویى در گوشهایش سنگینى است پس او را از عذابى پر درد خبر ده (۷)

 

وَإِذَا تُتْلَى عَلَیْهِ آیَاتُنَا وَلَّى مُسْتَکْبِرًا کَأَن لَّمْ یَسْمَعْهَا کَأَنَّ فِی أُذُنَیْهِ وَقْرًا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِیمٍ ﴿۷﴾

در آیه پنج می فرماید آنها روی هدایتی از ناحیه خداوندشان هستند یعنی بر مرکب هدایت قرار گرفته اند که این بهترین نوع هدایت است ؛ هدایتی است که از جانب خدا می باشد   .

  در کشورهای غربی و مکتب اومانیسم ، انسان را محور همه چیز می دانند .مثلا" سعادت را آن گونه که هر فرد بخواهد برای خود تعریف می کند .پس ؛ انسان با سلیقه ، دید و تفکر  خود ؛ سعادت را تعریف می کند لذا راههای سعادت در هر فردی فرق می کند . حال  در غرب ، که محور  همه چیز انسان قرار دارد یعنی آزاد است هر کاری به سلیقه خود انجام دهد . پس امر به معروف ونهی ازمنکر چیست که در اسلام و قرآن به آن اشاره شده است . ودیگر امر به معروف ونهی از منکر معنایی ندارد .

سوال در این صورت این قوانین و مقررات برای چیست ؟ می گویند این قوانین و مقررات برای نظم اجتماعی است و به  سعادت انسان ها کاری  ندارد .و سعادت امری فردی است .  از نظر قرآن این هدایت ارزشی ندارد و هدایتی ارزش دارد که   : "من ربهم"باشد یعنی از سوی خدا باشد . در کشورهای غربی ، همه چیز تکنولوزی است .آیا این تکنولوژی توانسته است  انسان بسازد .؟

در آیه شش : زمانیکه پیامبر در مکه قرآن تلاوت می کرد .مردم با عشق و علاقه گوش فرا می دادند .در این میان فردی بود که مخالف پیامبر بود و این فرد اشتراء لهو الحدیث می کرد ؛ یعنی پول می داد حدیث می خرید( سخنان بیهوده )  وبرای مردم  می گفته است . هدف کار او  ضلالت و گمراهی مردم بود .خداوند برای اینگونه افراد عذابی مهین قرار داده است یعنی عذابی خوارکننده می باشد .

در آیه هفت : وقر  یعنی سنگینی ، که گوشها سنگین است وقتی گوشها سخنان حق را نمی شنوند پس بشارت بده آنان را به غذابی دردناک

عذاب دو خاصیت دارد : 1- درد  (بِعَذَابٍ أَلِیمٍ)                         2- خوارکننده (عَذَابٌ مُّهِینٌ)

در آیه هفت فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِیمٍ:   عبارت « بشر » برای تمسخر است یعنی خداوند آنان را مسخره می کند . هرگاه کسی در راه  خدا  کار نیکویی انجام دهد و دیگری جلوی کار نیکوی او را بگیرد خداوند برای این گونه افراد عذابی دردناک می فرستد . 

یکی از راههای گمراهی انسان همان جهل و نادانی اوست . پس افرادی هستند که تلاش می کنند تا انسانها در جهل و نادانی باقی بمانند تا بتوانند راحت تر فریب دهند .

یکی از راههایی که بتوانند مردم در جهل ونادانی بسر ببرند از طریق تهاجم فرهنگی است .که در راس آن تکنولوزی را قرار می دهند چون فرهنگ سازی به صورت ریشه ای انجام نشده است بوسیله تکولوزی های پیشرفته مردم را گمراه می کنند پس هرگاه فرهنگ سازی سالم ایجاد شود اگر چه ، تکنولوزی پیشرفت کند فرد گمراه نمی شود .

در آیه شش : وَیَتَّخِذَهَا هُزُوًا: راه خدا را به ریشخند ومسخره می گیرند.

در اسلام توصیه شده از کارهایی که موجب می شود دیگران شما را مسخره کنند و انجام آن کار ضرورت و واجب نیست پرهیز کنید. مثلا" قمه زدن در اسلام حرام است وعده ای هستند که این روش را ترویج می کنند تا بتوانند اسلام را مورد تمسخر قرار دهند .

 

 

 

 دومین  جلسه تفسیر قرآن دانشکده بهداشت: تفسیر سوره لقمان

دومین جلسه تفسیر قرآن جهت اعضاء هیات علمی و کارکنان در روز پنج شنبه مورخ 14 آبان 94 در آمفی تئاتر علامه فیض کاشانی با موضوع تفسیر سوره لقمان ، با حضور استاد حاج آقای شاه فضل تشکیل گردید .

تفسیر سوره لقمان :

هدف از انتخاب سوره : دارای مطالب اخلاقی و اعتقادی

به نام خداوند رحمتگر مهربان

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

الف لام میم (۱)

الم ﴿۱﴾

این است آیات کتاب حکمت‏آموز (۲)

تِلْکَ آیَاتُ الْکِتَابِ الْحَکِیمِ ﴿۲﴾

[که] براى نیکوکاران رهنمود و رحمتى است (۳)

هُدًى وَرَحْمَةً لِّلْمُحْسِنِینَ ﴿۳﴾

[همان] کسانى که نماز برپا مى‏دارند و زکات مى‏دهند و [هم] ایشانند که به آخرت یقین دارند (۴)

الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُم بِالْآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ ﴿۴﴾

 

 

اول سوره با حروف مقطعه نوشته شده است .

تاکنون کسی به حکمت حروف مقطعه پی نبرده است ولی گفته اند رمزی است بین خداو پیامبر اسلام و این حروف در قرآن آمده است و در هیچ کتابی دیگری نیامده است .

تلک آیات الکتاب الحکیم:

تلک در آیه دوم سوره اشاره به دور است به منظور عظمت دادن به آیات قرآن و مونث است زیرا کلمه آیات مونث است .  حکیم  از ریشه حکم   گرفته شده است به معنای محکم   . خداوند ؛ خود ش و قرآن را و هم لقمان را به  عنوان حکیم معرفی کرده است .شاید بتوان گفت بحث اصلی سوره هم حکمت است .

حکیم :کسی است که کاری که انجام می دهید بیهوده نیست و کم و کاستی و چیزی اضافه ندارد . و قرآن هم کتابی است حکیم هیچگونه کم و کاستی و اضافی ندارد . شاید سوال شود که در قرآن اسم ائمه ویا احکام نیامده بهتر نبود که در قران آنها بیان می شد .جواب آن منفی است . چون قرآن حکیم است و گفته ها و نگفته هایش از روی مصلحت . شاید بنده و شما نتوانیم پی ببریم چرا فلان موضوع مطرح نشده است ولی حتما عدم ذکر برخی مطالب از روی مصالح بوده است.

محسن در ادبیات قرآن  :یعنی کسی که کارش را خوب انجام می دهد .

فرق هدایت و رحمت :

هدایت : راه را نشان  می دهد                                        رحمت : توشه راه و یا پاداش است

محسنین : کسانی هستند که از رحمت و هدایت می توانند استفاده کنند و اهل احسان وایمان نیز هستند .

در آیه بعد خداوند یک سری از ویژگیهای محسنین را بیان می کند :

الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُم بِالْآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ ﴿۴﴾

صلاه :ارتباط فردباخداست

زکاه  :ارتباط فرد با مردم

یوقنون :از مقوله ایمان و باور است.

منظور از یقیمون الصلواه این است که خودت نماز بخوان ، جامعه ات را هم به نماز فراخوان ( فرزندان و اقوام و جامعه )

در مورد زکوه باید توجه کرده که احکام زکوه و خمس در اواخر سالهای عمر پیامبر بود  که بیان شده است و این درحالی استکه کلمه زکات از روزهای اول نزول قرآن مطرح بوده است و این مطلب می رساند که کلمه زکوه در قرآن به معنی مطلق انفاق و بخشش به کار رفته است و در موارد اندکی به معنای زکوه اصطلاحی می باشد.   

فرق علم وایمان :علم اختیاری نیست ولی ایمان اختیاری است . انسان نمی تواند مطلبی را که می داند انکار کند اما می تواند التزام عملی به آن نداشته باشد . مثلا وقتی شما فهمیدید فلان کس فقیر است نمی توانید با اختیار خود علمتان به این مطلب را کنار بگذارید اما می توانید با اختیار خود نسبت به این علم واکنش نشان دهید و به او کمک کنید یا با اختیار خود به این علم واکنشی نشان ندهید. 

علم درجه ندارد  ولی باور و ایمان کم یا زیاد دارد . مقهوم ایمان : یعنی آنچه بدان علم داری خود را ملتزم کنی که بدان عمل نمایی .

بالاترین درجه باور و ایمان یقین است. در ضرب المثل داریم که مارگزیده از ریسمان سیاه وسفید می ترسد . مار گزیده مانند کسی است که به نیش مار و مضرات آن یقین پیدا کرده .  یقیین به آخرت یعنی آلان آخرت را می بیند .

یوقنون : یعنی کسی که ایمان به آخرت دارد و آخرت را یقین و باور دارند.

پایه های رفتار  مومن ؛ یقین به آخرت است  . برای اینکه آخرت به فراموشی کشیده نشود . به حدیث پیامبر اشاره ای می کنیم :

پیامبر اکرم (ص)  : فرمودند در روز بیست مرتبه یاد مرگ کنید .

 

 

 

اولین  جلسه تفسیر قرآن با موضوع تحلیل مسائل صدر اسلام و نیز واقعه عاشورا

اولین جلسه تفسیر قرآن جهت اعضاء هیات علمی و کارکنان در روز پنج شنبه مورخ 30 مهر 94 در آمفی تئاتر علامه فیض کاشانی با موضوع تحلیل مسائل صدر اسلام و نیز واقعه عاشورا و با حضور استاد گرانقدر حاج آقای شاه فضل تشکیل گردید .

در تحلیل مسائل صدر اسلام و نیز واقعه عاشورا یکی از شخصیتهایی که باید مورد بررسی قرار گیرد معاویه لعنه الله علیه است . معاویه 5 سال قبل از بعثت در مکه به دنیا آمد ، پدرش ابوسفیان و مادرش هند بود که معروف است به هند جگر خوار. معاویه تا زمان فتح مکه که حدودا 25 سال داشت ایمان نیاورد ولی پس از فتح مکه که ابوسفیان و برخی دیگر از مشرکین ایمان آوردند او نیز ایمان آورد. نکته ای که در ایمان این گونه افراد باید ذکر شود این است که اینها ایمانشان عمیق نبود و آمیخته بود با فرهنگ و آداب و رسوم جاهلی . معاویه پس از رحلت پیامبر و در جریان فتوحات پس از برادرش یزید بن ابی سفیان حاکم شام شد و به مدت 42 سال یعنی تا سال 60 هجری ، حدودا هفت ماه قبل از واقعه کربلا حاکم شام بود.

معاویه توانسته بود با استفاده از جهالت مردم و فریبکاریهای فراوانی که داشت سالهای سال حکومت خود را حفظ نمایدو تلاشهای سه امام بزرگوار در بیدار کردن مردم در برابر نیرنگهای معاویه کارساز نیفتاد نه اینکه نعوذ بالله ائمه کوتاهی کرده باشند یا نقصی داشته باشند بلکه مساله این بود که اولا معاویه بسیار دغل باز بود و دیگر اینکه مردم جاهل بودند. آنچه که شرایط را برای امام حسین علیه السلام آماده کرد تا ایشان قیام کنند و قیامشان علی رغم شکست ظاهری فتح الفتوح بود، مرگ معاویه و روی کار آمدن یزیدی بود که اصلا با معاویه قابل قیاس نبود.

درس عبرتی که در این مسائل برای زمان حاضر است : اینکه اگر مردم زمان ما هوشیار باشند و مراقب فریبکاریهای دشمنان باشند، مسوولین نظام اسلامی خواهند توانست مسیر انقلاب را به سلامت و عافیت طی کنند ولی اگر هوشیاری مردم از دست برود و هواهای نفسانی بر آنها غلبه کند کار برای مسوولین سخت خواهد شد. نکته قابل توجه این است که دشمنان انقلاب نسبت به تحریف در مسوولین بلند بالای کشور مایوس هستند لذا بیشتر تلاششان در حوزه انحراف مردم خصوصا نسل جوان به کار گرفته می شود. امیدواریم خداوند به همه ما توفیق هوشیاری و بصیرت در مسیر دینداری و دفاع از انقلاب را عنایت بفرماید .

 

 

   

جشنواره پرتال

 امور پایان نامه ها

        آئین نامه و دستورالعمل ها
          فرم های پایان نامه
        فرایند پایان نامه    
        پایان نامه های دفاع شده
        موضوعات تصویب شده
        تماس

 طرح های تحقیقاتی

        آئین نامه و دستورالعمل ها
        فرم های طرح تحقیقاتی
        فرایند طرح تحقیقاتی
       تسویه حساب طرح تحقیقاتی

علم سنجی